اول یه معذرت خواهی بکنم اخه من این مدت خیلی کم اومدم نت واصلا نتونستم به وبلاگاتون سری بزنم خب شرمنده البته دلیلم دارم ![]()
.
واما بگم خدا به دادم برسه از این سال مثلا سال موش هسته خودم هم نمیدونم چرا از این موشه بدم میاد تازه چند سالی هست که یکی در میون خوب وبد هسته ونوبتی هم باشه امسال واویلاست خب حس ام میگه
عید امسال اصلا برام جالب نبود اخه این چه وضعشه همش درس وکتاب بابا این ۱۳روز مردها راحتن اما من وبعضی های دیگه نه
گفتم بریم دانشگاه یه کم خوش بگذرونم دیدم وای
اینا چیه زبان خارجه اصلا یه لغت فارسی هم نداره گیاه شناسی هر چی اسم عجیب غریبه جمع شده ...خلاصه سرتون رو درد نیارم امسال همش درس والا اگه بی خیال بشم حتما مشروط میشم حالا میفهمم این سارا چی میگه ...بیا عید گذشت ومن اوایل کتابم ودوماه دیگه امتحانات ترمه خاک به سرم شد...
خب خب میبینم بعضی ها طی یه حرکتی دست به معلوم شدن میزنن وخودشون رو لو میدن اما من شاید عکسم رو دیدین ...
((از یاد رفته معلوم میشه!!!!!!!))
میگما اگه بفهمین کی میمیرین چه حالی بهتون دست میده چطور بگم مثلا بگن فوقش ۷ماه دیگه زندهای حالا میگن خب چه ربطی داشت حالا فک کنین وجواب بدین ...اونوقت از دنیا بیذارمیشین یا خب کمک کنین ...![]()
![]()
![]()
![]()
بچه ها بعضی ها انگار دیگه یه ذره ارزش ندارم هر چی میگم میکن باشه اما هی به دیوار بگی خسته شدم اخرش یه روز میفهمین حسین مرده ...
واما چند تا خاطره بهتون بگم اول از دانشگاه ...
-
وقتی ابجی نرگس از اوضاع دانشگاه گفت منم دست به اعتراف تکان دهنده میزنم یه روز واسه اولین بار رفتم دانشگاه از یه دختر خانوم به ظاهر محترم ادرس کتابخونه رو خواستم اون گفت برو ته سالن سمت چپ وقتی رسیدم فک میکنین چی بود با اجازه دستشویی وحسابی مسخره کردن
-
یه بار رفتم که بگم بابا چرا درسمو حذف کردین اموزش گفت برو مالی از اونجا مدیریت بعدش سایت بعدش دوباره اموزش باز مالی خلاصه بعد از کلی پاس کاری گفتن موقعه حذف واضافه درست میشه ...
**میبینم دیگه واقعا بی نمک شدم وکسی تحویلمون نمیگیره البته درسته هر کی یه جور بهونه میاره اما اگه ببینم که واقعا ازیاد رفتم شاید جدا ازیادتون برمها ...
((خب الان باید برم ان شا... ۳۰ فروردین یه اپ ویژه دارم که واسه تولد نرگسی هست میدونم تولدت ۳۱ فروردین تازه شنبه هم هست
خب کاری ندارین فدای همتون بای بای