تبليغاتX
از یاد رفته
از یاد رفته


با امید تلخی هر شکستی شیرین میشه



 با سلام به کلیه خواهر ها وداداش های مهربونم حالتون چطوره ؟؟امیدوارم همتون سالم وسرحال باشین .نمیدونم چطور شروع کنم از کجا بگم بذارین اصل قضیه رو بصورت یه داستان بگم

((اول بگم من از شش ماه پیش شب ها دچار تپش قلب وبی خوابی شدم وگاهی اوقات خیلی اذیت میشدم اما چون منطقه سکونت ما جزو مناطقی هست که طرح پزشک خانواده داره نمی رفتم چون با دکتر قبلی دعوا کردم .اما یک ماه پیش فهمیدم یه دکتر دیگه اومده واتفاقا او تازه دکتر شده ومنم جزو اولین مریض ها .همون اول خانوم تیموری برخورد فوق العاده عالی داشت باورتون نمیشه من چنین دکتر مهربون اونهم جوان با این همه سادگی ندیدم .خلاصه من رفتم واوشون گفتن قلبت اوضاعش بده بهتره حرص وغصه نخوری وخواست تمام حرفا رو بگم منم اعتماد کردم وخارج از وقت اداری باهاش در میان گذاشتم وسبک شدم اتفاقا الان قلبم بهتره...

اما قضیه سرطان واین حرفا چند روزی خون دماغ شدم وضعف شدید وسر گیجه داشتم رفتم وبا خانوم تیموری در جریان گذاشتم او گفت بهتره با متخصص در میان بذارم رفتم متخصص واون ازمایش داد نمیدونم حکمت خدا چی بود توی ازمایش اولیه سرطان خون تشخیص دادن و...

بعد از این مثل بمب ترکید دوباره رفتم پیش دکتر تیموری وماجرا رو گفتم او گفت امکان نداره خلاصه برای دومین بار ازمایش دادم وتا دیروز هم ناامید بودم اما با راهنمای ویژه خانوم تیموری وخانوم هاشم زاده (دبیر همگام با خبرنگاران مجله)امکان وجود سرطان ۵۰٪شد وبلاخره دیروز دوباره رفتم جواب ازمایش را گرفتم ومشخص شد من سرطان ندارم ... )).

پس حالا فهمیدن من سالمم بابا باور کنین چیزیم نیست وخیالتون راحت باشه .وهمین جا از خانوم تیموری پزشک خوبم -خانوم هاشم زاده واقای هنر وهمه ابجی ها وداداش های که برام دعا کردن ممنونم ...

واما خانوم ها نگین وارزو ...

با سلام از این که منو لایق دونستین متشکرم اما چند نکته میخوام بگم که بد جور ناراحتم کرده وخیلی دلخورم ....

  1. اولا من دلخورم از اینکه مسائل خصوصی من رو با همه در میون گذاشتین من دوست نداشتم کسی از این ماجرا بوی ببره وبفهمه چرا همه جا این خبر رو گفتی ؟؟تازه مگه من کی هستم ها ؟؟یه ترانه سرا اماتور پس چرا اینقدر بزرگ نمایی کردی ها؟/اگه خدای نکرده با این حرفا بلای سر یه نفر بیاد جواب میدی ؟؟
  2. من دو سوال مهم دارم تو گفتی از من بیشتر خبر داری میتونم بپرسم چه طور ؟؟تو چطور شماره تلفن خانوم دکتر رو داری واصلا اون با تو حرف نزده ؟؟
  3. چرا همزمان با مریضی من وبلاگ زدی تازه یه دختر از کجا اینقدر اصلاعات داره اگه اینقدر بهم نزدیکی میبرمت به cnn معرفی ات میکنم ..
  4.  یه سوال دیگه ایا واقعا تو رشت زندگی میکنی اگه واقعا میخوای باهات صحبت کنم اگه وجود داری ؟/من اهل ... نیستم اما تو مشکوک میزنی؟؟تو چطور اینقدر دقیق به من نزدیکی ها ...
  5. چطور فقط به وبلاگ ابجی ها وداداشی های من رفتی وفقط منو لینک کردی ؟؟تازه مگه قبلا تو وبلاگ نداشتی پس چرا کسی نیومد وخبر نگرفت ها تازه سایت افسوس اصلا مال  من نیست...تو اونقدر هول بودی که پیام نور هم ادم حساب کردی چرا چه کینه ای با من داری ؟؟
  6. از همه مهمتر چرا به عزیزانم توهین کردی.تو از کجا میدونی بچه ها ازم خبر ندارن نکنه توی اتاقم هم میکروفون داری ؟؟همشون از حالم پرسیدن .من مطمئنم تو نگین نیستی پس میام وبت وشماره میدم خب .همه این بچه ها قبلا امتحان پس دادن سحر از خواهر بهم نزدیکتر بوده ومن اون رو از ته قلب دوست دارم نه سحر حنانه با جون در خدمتم بود سها قبلا بارها کمک کرده ومطمئنم بازم بیادمه محسن همش کنارم بود سلی ۷ماه هست دوستش دارم دختر خورشید هم برام ارزش داره اگه اسم همه رو بگم یه عالمه میشه اما تک تک این ابجی ها (به خصوص)وداداش ها عزیزمن هستن  وحاضرم جونمو بدم واسشون.اونا توی غمها وشادی ها کنارم بودن با این حیله ها دوستام رو ازم نگیر خب ...

((عزیزانم من اگه ازتون دلخور باشم خودم میگم ومطمئن باشین اون بازم با حیله میاد ببینین وبلاگش تا کی خواهد بود ...من حرفام رو توی وب خودم میگم پس بهش حتی یه ذره محل ندین ))

همتون رو دوست دارم وای خدا شرمنده ......

ابجی الهام امروز تولدته میدونم مبارکت باشه وهمیشه شاد قرار بود بهت هدیه بدم اما بیمار بودم اما تولدت مبارکککککککککککککککک دست دست

الهام تولدت مبارک یه سبد گل واسه تو که ماهی

 www.smilplz.blogfa.ir  i همه باهام حمله به وبلاگ الهام

+ نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت توسط ح.زینتی |