تبليغاتX
از یاد رفته
از یاد رفته


با امید تلخی هر شکستی شیرین میشه



بعد از مدتی طولانی دلم گرفته بود ومیخواستم یه کم قدم بزنم

باخودم گفتم میرم یه پارک تا حالم جا بیاد اما ایکاش نمیرفتم ایکاش میموندم خونه واون ماجرا پیش نمی اومد کدوم ماجرا میگم پس تا اخرشو بخونین

داشتم همین طور که قدم میزدم چشم افتاد به یه دفتر کوچیک که یه مداد هم روش بود من از روی کنجکاوی رفتم ببینم مال کی هسته اما تا باز کردم خدا ...

دیدم روش نوشته نامه ای به خدا ویه بنده ..بهتره خلاصه نامه رو بنویسم تا خودتون متوجه بشین

((خدا جون سلام نمیدونم واقعا به حرفام گوش میدی یانه نمیدونم نامه ام الان دست کی هسته مرد هسته زن هسته دختر هست یا پسر

خدا خیلی دلم گرفته کسی رو ندارم دلم برای یه ذره محبت تنگ شده دلم میخواد منم مامانی داشتم سر خودمو میذاشتم روی پاهاش دلم میخواست بابای داشتم تا باهاش برم بیرون دلم میخواست خونه ای میداشتم تا شب سرم روروی متکا بذارم خدا ..

چرا الان دو روزه توی پارک میخوابم کسی رو ندارم شبها گرسنه میخوابم دلم لک زده برای یه غذای گرم خدا توی این مدت بی کسی چه چیزا که ندیدم چون کسی رو ندارم شبا مجبورم توی پارک بخوابم مجبورم روی نیمکت تنها بخوابم بعضی وقتها که بارون میاد بدنم میلرزه پاهام بی حس میشه همین یه لبیاسو دارم خدا

خدا خیلی هنر کنم شبها توی خونه های خرابه یا توالت سر میکنم اخه چرا چرا من اواره شدم چرا شدم دختر فراری ...

خدا نمیدونی توی این مدت چقدر اذیت نشدم بعضی مردا ازم خواستن شبها کنارشون بخوابم وتن به ذلت بدم خواستن در قبال پولی که میدن بدنم رو در اختیارشون بذارن

خدا من با این زجرا هنوز پاکم میتونستم مثل بقیه تن به ذلت بدم میتونستم بخاطر یه لقمه غذا هرکار کثیفی بکنم اما دیگه نمیتونم خدا جون به هرکسی اعتماد کردم بهم ناروزدگفتم پیرمرده وکمک میکنه گفت اگه بهت غذا بدم حاضری بامن باشی

به یه خانوم مسن رو زدم اون هم خواست با پسر مست ومعتادش باشم خدا چرا سرنوشتم اینه ...

خدا هرجاکه میخوام کار کنم ازم میخوان تن به ذلت بدم اما حاضرم گدای کنم گرسنه بخوابم اما پاک باشم ...

خدا منم مامان میخوام دیگه بریدم شبا باترس میگزره بیشتر اوقات کنار خیابون با بدبختی میگذرونم

خدا تا حالا پسرا زیادی قصد تجاوز داشتن اما من نذاشتم چرا مگه اونا خودشون ناموس ندارن

دیگه مرگ رو دوست دارم دندونام توی بارون میلرزه غذام شده نان خالی چرا ...

دیگه گریه ام نمیگیره دیگه بغض نمیتونم بکنم تا کی صبر ایند هام چی میشه چکار کنم چرا دنیا اینطوزیه چرا

من که همیشه شاد بودم وتوی حادثه همه رو از دست دادم دلم میخواد یکی بغلم کنه نه از روی هوس از روی محبت همین ...))

*****

۱-چرا دنیا اینطوری شده چرا بعضی ها از حیوون کثیف ترن چرا یکی پول داره یکی بی پول چرا یکی خوشبخته یکی بدبخت

۲-بعضی وقتها از اینکه پسرم حالم بهم میخوره چون ابروی واسه مون نمونده

۳-سرنوشت این دختر چی میشه تا کی طاقت داره تا کی...

۴-دیگه منم فهمیدم این دنیا ارزش نداره نمیدونمم چرا این نامه رو برداشتم چرا ...بدجورنگرانشم هرشب خواب این دختره رو میبینم تا ۳شب فکرم مشغوله چرا

۵-تا حالا شما کتاب فریاد بی صدا نوشته مریم عباس زاده رو خوندین ؟

ازتون خواهش میکنم بخونین وجواب منو بدین تقصیذر این دختر چیه گناه اون چیه همین !!!

**********************************************************

پ ن:ازهمه عزیزای که این مدت بیادم بودن وواسه ام دعا کردن ممنون از ستاره عزیز از سار همکلاسی گل وخوبم از داداشی محسن از الهام از نیکتا جون واز همه وهمه همتون منو شرمنده کردین باور نمیکنم اینقدر برام ارزش قائلید خیلی دوستتون دارم خیلی

همتون براگل ید همه... نمیتونم جواب محبتاتون رو بدم من به همتون میبالم

راستی این وبلاگ سارا همکلاسی عزیزم

www.sara10003.blogfa.com

+ نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت توسط ح.زینتی |



*سلام به همه دوستای گل و گلابم منم حسین حالمم خیلی خوبه دست همتون درد نکنه بیادم هستین جواب محبتاتون رو میدم از همکلاسی عزیزم سارا هم نهایت تشکر دارم میدونم خیلی اذیتت کردن اما جبران میکنم بزودی میام

 

 

با سلام به همه دوستای عزیز که حسین رو مثل داداش خودشون میدونن

 

اول بگم خدا رو شکر حسین حالش خوبه وبزودی جواب محبتای همتون رو خواهد داد واین بخاطر مهربونی شماهاست واقعا دست همتون درد نکنه

اما چند مطلب

عده ای که نمیدونم چه سودی میبرن شروع کردبه ساختن شایعه وابروی ریزی توی وبلاگهای دیگه اما من فقط همینو بگم

ابروی  حسین دست شما نیست حسین خدا رو داره وبا توکل به اون اگه به همه ادمها هم این حرفا رو بزنین فرقی نداره

اون به اندازه کافی مشکل داره پس اینقدر زجرش ندین خدا یه روز جوابتون میده

درضمن یه حرف دارم در رابطه با شایعاتی که حسین بیمار  نبوده وقصد داره با احساسات بازی کنه من خودم مدارکاشو دارم ولزومی نداره به همه توضیح بدم

اهای اقا وخانوم ...(بازم احترامتون رو نگه میدارم )شما که دو سال دوست صمیمی حسین بودین این انصافه همش به خونه حسین زنگ بزنین وبه دروغ بگین حسین با اینه یا با اونه

این درسته برا حسین مشکل خانوادکی درست کنین چی میرسه بهتون ها ؟

خانوم دانشجو ... که یه روز حسین داداش کوچولوت بود اون بهت اعتماد کرد درسته از اعتماد ش سواستفاده کنین

اقا پسر... درسته از شماره خونه حسین بعنوان ابزار استفاده وبگی اگه این کار رو نکنی زنگ میزنیم خونتون ...

خدا شاهده حسین هیچ کاری نکرده وخود خدا جوابتون رو میده

بسه این کارا حالا با برملا کردن رازهای حسین مشکلتون حل میشه تو رو خدا راحتش بذارین

اینو همه میدونن حسین تا حالا اهل اون کارا نیست

خدا خودش شاهده که با این کارا فقط به حیثیت حسین لطمه میزنین

بازم دست همتون درد نکنه به اون کساهم میگم اگه باز مزاحم حسین بشین منم پیشنهادهای بی شرمانه تون رو میگم

+ نوشته شده در شنبه 22 تیر1387ساعت توسط ح.زینتی |



سلام من سارا همکلاسی حسین هستم اومدم یه خبر بدم حال حسین بهتره اما یه حرفای دارم که اگه نگم دق میکنم

*(قابل توجه بعضی ها)

اهای اونای که گفتین اینا همش سیاه بازیه وقصد مظلوم نمای داره وداره با احساسات بقیه بازی میکنن عرض کنم حسین بین همکلاسی هاش اونقدر احترام وارزش داره که به محبت کسی نیاز نداره

شما کهع ادعای دوستی وکاسه داغتر ازاش بودین پس چی شد کنار کشیدین توی این مدت شاید هر کدوم ۳-۴ پیام به گوشیش دادین وبهونه می اوردین اگه حسین مریضه چطور من میرم پیشش اگه حسین مریضه چطور خبر دار میشم اولا بگم رابطه ما مثل شما نیست که بترسیم ثانیا من از طریق دوستم میفهمم حالشو ثالثا بجای این همه تهمت وشایعه یه بار از حالش میپرسیدن حسین با داشتن دوستای مثل شما دشمن میخواد چکار

حسین اونقدر ذلیل نیست که منت بکشه بهش خوبی کنین توی این مدت کی هست که بگه حسین منو رنجونده یا دلمو شکسته یا اذیتش کرده کیه ؟

لاقل اگه نمیتونین زخمو درمون کنین نمک روش نپاشین .

واما خطاب به معلوم

من اون پیام رو واسه دلخوشی ندادم خوبه تایید میکنی پس چطور متوجه نشدی یا برات فرقی نداشته ها ؟...

از بعضی های دیگه هم گله دارم یه زحمت ندادن بپرسن حالش چطور در عوض توی وبلاگای دیگه قربون صدقه هم میرن بعد شعار میدن

بنی ادم اعضای یکدیگرند...

نمیدونم اما توی این مدت که من اینجا بودم خسته شدم از تهمتهای که به حسین زدن خسته شدم از حرفای دروغ چرا الکی برا خودتون حرف در میارین خوبه پشت سر خوتون همین حرفا باشه

اهای اقای ... توکه اینقدر خودتو مغرور میدونی فکر میکنی همه باید سر تعظیم برات پایین بیارن فکر کردی یه نفر دوستت داره یعنی چی ؟چرا فکر میکنی منم باید بهت احترام بذارم مغروری که باش به من چه

 

شاید تند رفتم اما اگه شما جای من بودین چی میگفتین ؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387ساعت توسط ح.زینتی



سلام داداشی خوبم

نمی دونم چی شده و چه اتفاقی افتاده ؟ ولی خیلی نگرانم . ای کاش می تونستم کنارت باشم و برات خواهری کنم اما ...

داداش گلم خدا بزرگه ! خیلی بزرگتر از اون چه بهش فکر کرد . من از خدامون می خوام خودش نگهدارت باشه .

شاید درست حق خواهری رو ادا نکردم ولی خواهر بودم و هستم . داداشی من نگرانتم . یه خواهر همیشه نگران برادرشه و به فکرشه . نمی تونم بفهمم چرا ...

داداشی ، برام اصلا مهم نیست همخون هم نیستیم ولی هم نوع که هستیم . هم وطن که هستیم . دین و آیینمون هم که یکیه . همین کافیه ، من خواهرتم و همیشه هم می مونم.

داداش گلم ، فاصله ها هیچ وقت نمی تونن آدمها رو از هم دور کنن . فاصله مکانی و زمانی نمی تونه باعث بشه من شماها رو فراموش کنم .

هزاران بار بهت گفتم مواظب خودت باش اما تو گوشت بدهکار نیست .

می دونی چقدر عزیزه ؛ قطره سپید شبنم
مثل اون اشکهای نازت ؛ رو تن گلهای مریم
نازنین خدا بزرگه ؛ غم و از خودت جدا کن
ما که تنها نمی مونیم ؛ افرین اخمات و وا کن

*********************************************

خدایا ! تو مهربونتر از اونی هستی که بتونم بهش فکر کنم .

خدایا ! مواظب داداشم باش . اون تنهاست مثل همه آدمای قرن ما ولی دلش پر مهر و محبت . با احساس و مهربون . خدایا ! اونو به تو می سپارم ، خودت مواظبش باش.

دوست دارم خدای مهربون

**************************************

خواهر همیشه نگرانت ستاره !

+ نوشته شده در دوشنبه 17 تیر1387ساعت توسط ح.زینتی |



سلام خوبین ؟خوش میگذره با تعطیلات چکار میکنین بالاخره دیروز اخرین امتحان رو دادم وخلاص شدم

وای که چقدر هم سخت بود شما چی خوب بود

اول بگم وبلاگ ترانه هام به راه افتاد وخیال همتون راحت باشه اونجا بیشتر ترانه وشعره واینجا حرفای خودمونی پس اینم ادرس

www.zinati.parsiblog.com

 البته این وبلاگ تعطیل نمیشه وهمچنان پابرجاست واونم همینطور فقط توی اون بیشتر شعر واین حرفاست

راستی نظرتون هم بگین من میفهمم کی میاد اخه بیشتر کسای که میان از طریق وب خودشون یا وب دوست دیگه میان وتوی پارسی بلاگ ثبت میشه

*بچه ها واقعا همتون گل هستین اما شما قبول دارین امسال یه کم برام نحس بوده ؟

فوت نسیمه -خداحافظی شکوفه وسها -جدای از بعضی ها و...

 نمیدونم این روزا چرا از این ترانه خیلی خوشم اومده ... شاید به حال من میخوره

(این ترانه مال من نیسته)

خواننده :محسن چاووشی

ابرای پاییزی اگه گیر من

جوون ترا چهره ای پیر من

چشمای من بی خبرای ساده

منتظرای دل به جاده داده

مردمکاتون به کجا زل زدن

باز مژه هاتون به کجا قل زدن

کاشکی بدونین که دارم هنوزم

از اشتباه قبلی تون میسوزم

بااینکه هیچ کس نیومد پیش من

شب زده ها چشمای خیس من

تنها نبودم حتی یک دقیقه با تنهایم که بهترین رفیقه

راستی من حالم خوبه خوبه

این اپ رو کردم تا بدونین در قید حیات هستم !!!راستی اولویت وبلاگم همینه اون هم مهمه اما اینجا قدیمی تره وپیشکسوت ..

بالاخره من چند تا وب زدم وچند تاهک شد ودر اخرم چند sms خوب دارم

((دوستاي خوب مثل ستاره هاي اسمون هستن ممكنه كنارت نباشن اما شب وقتي ميخواي بخوابي خيالت راحته كه هستن ))

((ميدوني چرا خدا هميشه يه پله بالاتره نه بخاطر اينكه خداست بخاطر اينه كه دستت رو بگيره))

((به اولين قاصدكي كه از شعر قشنگ زندگي تو بگذرد پيغام ميدم هيچ چيز  نميتونه ما رو از هم جدا كنه حتي فاصله ها...))

دوستاي خوب مثل چشم ودست ميمونن وقتي دستت زخمي بشه چشمات گريه كنن ووقتي چشات گريه كنن با دست اشكاتو پاك كني ))

خوبه تا بعد

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت توسط ح.زینتی |



(((قهرمانی تیم محبوبم استقلام رو به همه تبریک میگم !!!))

سلامم

 

خوبين ؟خوش ميگذره ؟با درسا وامتحانا چكار ميكنين تعجب نكنين خودم هستم بعد از يك ونيم ماه دوري از اپ اومدم اون هم چه موقعه اي وسط امتحانات پايان ترم ..

خب بذارين اول از امتحانات بگم تا الان از دوتا راحت شدم يكي زبان خارجه وامروزم انديشه ...خدا رو شكر اين رو به سلامت گذراندم واما بدبختي شنبه هسته رياضي بزرگ من اخرش اين رياضي رو ميافتم ...

اما در راستاي ارائه فرهنگ نوين دانشجوي يه عكس هم چاپ ميكنيم

البته دانشجوياي مركز ما اصلا اينطوري نيستن ها ...

فكر كنين ۵۰۰ نفر رو توي يه سالن ميفرستن وحالا پيدا كردن خود صندلي دو ساعت طول ميكشه وچون من به بيشتر بچه ها جوريم گاهي امداد غيبي نصيبمون ميشه البته رابطه بايذ دو طرفه باشه

عزيزاي دانش اموزم كم كم از شر اين امتحانات راحت ميشن اما ما بيچاره ها )دانشجويان (هم چنان بايد مثل .... )بخونيم وگرنه مشروط ميشيم

بقول همكلاسي من سارا ادم بايد يه بار مشروط بشه تا سرش به سنگ بخوره حالا يكي نيست بگه خودت چرا نميخواي سرت به سنگ بخوره ۲۴ ساعته سرت توي كتاباست بعد ميخواي ما سرمون به سنگ بخوره

ببين الان ۱-۱ مساوي هستيم ولي من جلو ميزنم

((قابل توجه !!!))

اهاي ملت من پسرم چرا همش ميگين خانوم ...مجله كه من چند ساله همكاري دارم توي جوابش گفته خواهر گرامي !!!!!!!

واسه سلي-بزدل-وروجك والهام وهمه كنكوري ها

من ميدونم شما قبول ميشين اگه حواستون رو جمع كنين بابا كنكور چيزي نيست مطمئنم ...من منتظرممرداد همه تون با رتبه هاي توپ قبول ميشين شك نكنين

((سها وشكوفه))

هيچ معلومه كجاي با توام سها من تو كشتي اگه خوندي زود يه خصوصي بذار اخه كارت دارم خب ؟رفتي يه احوالي هم ازمون نميپرسي اينه رسمش !!!

ابجي شكوفه رفتي واقعا سخته اخه تو خيلي گلي اما هميشه بيادتم تا ابد دعا ميكنم زود زود اون قولت عملي بشه همش بمنتظرم بياي

((نسيمه))

عزيزم خيلي وقته چشم انتظارم اما حيف كه نميتونم بيام سر مزارت بخدا خودم خسته شدم چرا دوري تا كي ؟امروز چهلمته ميدونم اما هيچكس از دلم باخبر نيست ظاهرا شادم اما .....بيا ببين چي به سرم اومد خيلي ها تنهام گذاشتن اوناي كه ميگفتن تا ابئد هستيم رفت ..

 

خب ديگه بايد برم درساتون رو خوب بخونين مواظب خودتون باشين همه تون گليد

معلومه نيست دوباره كي بيام پس خدا حافظ

 

نسيمه جان تنهام خيلي خسته ام بخدا...

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت توسط ح.زینتی |



سلا منم ستاره .

اومدم بگم این تلخ ترین جشن تولدم .

دلم داره میترکه !

دارم می میرم ، دارم دق می کنم.

معذرت می خوام داداشی ولی ....

خدا ، خدا ،...

خواهش می کنم هیچی نگین .

 *************************************************

نمیدونم شماهم وقتی یه عزیز رو از دست میدین چه حالی بهتون دست میده نمیدونم شما منو درک میکنین یا نه اما همه چی تموم شد همه چی

با اینکه تنها سه روز ازعروج نسیمه مهربان میگذره اما من نمیتونم تحمل ندارم

خیلی ها بهش ظلم میکردن ومیخواستن من رو ازش جدا کنن اما اون بهم گفت حسین به حرف ادما گوش نکن خدا میدونه چرا ما با هم ارتباط داریم پس چرا نکرانی بذار ادما هرچی کیخوان بگن اما همین کافیه که خدا راضیه با اینکه تنها چند بار به وبلاگ بچه ها سر زد اما خیلی زود توی دل بچه ها جای بازکرد نسیمه اره فول دادم گریه نکن ام وفقط فاتحه اما خودت میدونی کی بودی

کی میخواد  برام از خدا بگه ...

کی میاد وموقغه بیماری همش بالای سرم هست

کی میاد ۴ساغت منو اروم کنه بخاطر تهمتهای بغضی هاو...........

کی میاد بهم گل بده

ایکاش من مشهد بودم وهر روزسر مزارت بودم ایکاش اما راهم دور چطور بیام

دیگه کی میاد باهم بریم حرم ...

خدا باور نمیکنم الان ازنسیمه فقط دلتنگی هاو.. درد دلهاش مونده دختری که چند روزدیگه میرفت خونه بخت

نه نسیمه بحاطر من اذیت شد بخاطر من جلوی حرفای مردم ایستاد ...بحاطر من این همه تهمت شنید اون خیلی رابطه اش با خدا پاک بود همش میگفت خدا هست حسین سرتو بذار روی مهروخالی کن ...

نسیمه چقدرزجر کشیدی وهیچی نگفتی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از همه ممنونم که تسلیت گفتن از همه ...

نسیمه میدونم می بینی اما بگو چطور تحمل کنم چطور ؟؟؟؟؟؟؟چطور ببخشم اونای رو که بهت تهمت زدن چطور ............................

اون برام سنگ صبور بود با اینکه ۵سال بزرگ بود اما مثل ... می موند بدرود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هوای یار

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت توسط ح.زینتی



سلام

یه سلام از نوع ویژه ش !

امروز 12 اردیبهشت ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره دیگه امروز روز تولدم ! تولدم مبارک باشه . دیگه 16 سالم شده ! بابا نوجوون !!!!!!!!!!!!!!

راستش دلم می خواست یه جایی با خودم حرف بزنم اونم تو روز تولدم یه جایی که اول حرفمو بزنم کامل کامل بعد بشنوم.

داداشی منو ببخش اما جایی دیگه یی رو نداشتم وب خودم اونقدر ... بگذریم .

یه روزی یکی بهم گفت یه چیزی رو ببینم اما نمی دونست که من تصویر زنده و واقعی ش رو کنارم دارم با همه حالت های طبیعی ش .

از اون روز خیلی چیزا تو وجود من تغییر کرد ، خیلی چیزا ! درست که کسی نفهمید که فهمیدنی نبود ! اما ... نمی دونم چم شده ... چرا این طوری شدم .... ولی ...

الآن 16 سالم شده و من بزرگتر شدم ، خیلی چیزا هست که باید بیشتر بفهممشون و درکشون کنم  ولی ...

نمی دونم تا حالا شده بین چند تا حس متضاد گیر کنین و ندونین که باید چیکار کنین ؟ من حالا همون طوریم اما کاری واسه انجام دادن نیست .

نگین تو روز تولدت انرژی منفی نده که این انرژی منفی نیست و دارم خودمو خالی می کنم که تخلیه روانی !!!!!!!!!!!! بشم .

اونایی که یه روز می گفتن بهت یاد می دیم حالا وقتشه بهم بگین ! من تشنه یاد گرفتنم . دوست دارم همه چیزو بفهمم و یاد بگیرم نگین خوب نیست نگین باید زد به دنده بی خیالی که من نمی تونم .

عجب دنیایی این دنیای صفر و یک ! همه چیزش متفاوت حتی خودش با خودش ! پر از پارادوکس ! سرشار از چیزایی که هست و چیزایی که نیست ! می تونی چهره واقعی بعضیا رو ببینی و بعضیام چه خوب پشت یه نقاب مخفی میشن چی میشد که خفه بشن و ... !!!!!!!!!!!

و تو فقط یاد گرفتی با همه خوب باشی چه با نقاب باشن چه بی نقاب ! و ای کاش آدما می فهمیدن آفتاب تو حسرت اینه که یکی بهش توجه کن حتی اگه  بگه  برو واسه همیشه گمشو تا اون نتونه بره و همچنان نور و گرما ببخشه ! بیچاره خورشید با وجود این همه خوبیش ، بازم باید حسرت نگاه دیگران رو بکشه و آه و ناله سر بده ! راستی می دونی که اگه خورشید نبود .... واویلا !!!!!

******************************

پ.ن : نمی دونم بین پاراگرافا ربطی هست ، نیست ؛ اصلا ولش کن ، بی خیال !!!!!!!!!!!

پ.ن : به قول نیلو منم یه اردیبهشتی واقعی ام آخه کلا اردیبهشتی هستیم!!

پ.ن : عجب روز تولدی شد امروز !!!

پ.ن : بازم من موندم و این علامت سوال !!

پ.ن : دیگه حرفی نیست ؟ هست ولی  ...

پ.ن : خداحافظ .

***********************

گفتم به کعبه : تو از خاکی منم خاک !

چرا باید به من به دور تو بگردم ؟

ندا آمد : تو با پا آمدی باید بگردی !

برو با دل بیا تا من بگردم .

********************

ازت ممنونم داداش مهربونم که این فرصتو بهم دادی .

قربون همه تون ، دوستون دارم ، آبجی ستاره.

************************************************

 

سلام دوستان عزیزم

ستاره جان ببخش اینطوری اپ کردم اول تولدت رو تبریک میگم انشا... ۱۲۰ ساله بشی ومنم همش کنارتم همیشه

من گفتم اینجا خونه خودته پس هر وقت خواستی بیا وحرف بزنم اره ۱۶ ساله شدی ویکسال از عمرنازنینت گذاشت خیلی بهت مینازم از ابجی گلی مثل تو

فکر کن کنارتم وکیک تولدت کو؟منم میتونم بخورم .

ان شا... توی این موقعه ای که کنار هم هستیم همش خنده وشادی باشه وسالی پر برکت باشه ومنم کنارتم قربون خواهر گلم برم دوستت دارم

بچه ها میدونین امروز روز معلم هم هست وچه جالب خواهرم با این روز بدنیا اومده ...

بقول خودت جیغ ودست ...تولد ستاره جونمه شمع ها رو فوت کن

ممکنه از ته دل هم خبر نداریم اما خدا بیادمونه

عزیزم هر کاری که میخوای توی وبلاگم بکن یه کم ناراحتم دستت درد نکنه فدات بشم

داداشش حسین -ابجی ستاره ۱۲/۲/۸۷

بچه ها لطفا واسه یه عزیز که حالش خوب نیست پای نمازتون دعا کنین تو رو خدا

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت توسط ح.زینتی |



  سلام بچه ها خوبین ؟؟اره شاید تعجب کنین چرا زود اومدم راستش دیدم توی نظراتم بید مجنون که برام خیلی عزیزه دوست داره اپ کنم منم گفتم اطاعت هر چی امر کنی خب حالا که اپ کردم بذارین از حال وهوای دانشگاه بگم وچند تا چیز دیگه ..بید عزیزم بخاطرت هر کار بخوای میکنم داداش میخوای واسه چی ؟تو جون بخواه گلم ..حالت خوبه اتفاقی نیفتاده نگرانم ..نادیا چطوره ؟؟زود منو از حالت با خبر کن

*راستش هیچوقت فکر نمیکردم درسا دانشگاه اینقدر سخت باشه خیلی دوست دارم یه روز کامل بخوابم اما نه ... اونقدر خسته ام ...

*۰کلاسام خیلی فشرده هست صبح ساعت ۶ باید برم تا از گنبد برسم گرگان اخه ۸کلاس شروع میشه واگه از سرویس جا بمونم فاتحه  وتا ۳ بعد از ظهر بکوب سر کلاسیم

*بچه ها من با توجه به جنسیت کلاس به یه نتایجی  رسیدم .ببینید کلاس ما ۱۷نفره که ۱۴تا دختر و۳تا پسر تازه اون دوتا هم نمیان دو نتیجه ۱-واقغا پسرا خیلی ... تشریف دارن که امار اینطوریه

۲-یا خیلی زرنگ هستن وهمشون رشته های با کلاس قبول میشن البته تحقیقات من نشون میده گزینه اول درسته ...

 بید مجنون عزیز این اپ خوب بود مطمئن باش بخاطر تو اومدم ونوشتم چون برات خیلی ارزش قائلم در ضمن همین جا میگم ...

  ((۱۲ اردیبهشت منتظر یه اپ مهیج از طرف من وابجی ستاره باشین یه خبر مهم در راه ))

خب تا اونموقعه همتون رو بخدا میسپارم درساتون رو بخونین باشه افرین  

+ نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت توسط ح.زینتی



سلام دوستای عزیزم خوب هستین ؟؟حالتون چطوره؟ان شا... همتون سالم وسلامت باشین

خوب اگه گفتین امروز چه روزیه نه منظورم این نیست اخر ین روز فروردین ماه امروز یه اتفاق مهم افتاده اگه گفتین راهنمای کنم باشه امروز تولده تولد یه عزیز که خیلی براش ارزش قائلم

خوب چشماتون رو ببندین تا اعلام کن

۳

۲

۱

امـــــــــــــــــــــــــروز تولده ابجیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی نرگســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی هسته ...

*خب اول بهش تولدش رو تبریک میگم وورودش روبه ۲۱ سالگی امیدوارم سالهای سال خوش باشی بهار زندگی ات مبارک ...اینم یه کارت مخصوص برای تو ...

اها کیک تولدت کو؟//پس من چی ؟//

اینم ادرس ابجی نرگسی گل...

www.melany_n1.persianblog.ir 

 

 

 

 امیدوارم سالهای سال موفق باشی وبدونی من همیشه بیادتم .ودعا میکنم راستش اپم اونجور که دلم میخواست نشد وخوب نیست یعنی بدلم نچسبید شرمنده ...

#**********************

راستی بچه ها نمیدونم چرا هر وقت تولد یه کسی هست من مریض میشم الان هنوز تب دارم تازه قلبم هم تیر میکشه .

راستی یه عذر خواهی مخصوص به بید مجنون بدهکارم چون هنوز اون ترانه اماده نیست

بچه ها این مدت سرم خیلی شلوغه خصوصا حالا که مریض هم شدم درسام همه عقب مونده اگه نمیتونم بهتون سر بزنم واقعا شرمنده ...

توی این مدت عرق شرم خیلی دارم خیلی ها بهم سر زدین ومن حتی نتونستم جواب بدم خدا از تقصیراتم بگذره ...

احتمالا اپ  بعدی رو ابجی ستاره میکنه بچه ها دعا کنین خوب بشم چون واقعا شرمنده همتون شدم

بخدا متاسفم که دیر میام فدای همتون بشم ..

+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت توسط ح.زینتی |



سلام گلای من خوبین ؟؟خوشین؟؟تعطیلات خوش گذشت اصلا عید چطور بود ها؟؟

اول یه معذرت خواهی بکنم اخه من این مدت خیلی کم اومدم نت واصلا نتونستم به وبلاگاتون سری بزنم خب شرمنده البته دلیلم دارم .

واما بگم خدا به دادم برسه از این سال مثلا سال موش هسته خودم هم نمیدونم چرا از این موشه بدم میاد تازه چند سالی هست که یکی در میون خوب وبد هسته ونوبتی هم باشه امسال واویلاست خب حس ام میگه

عید امسال اصلا برام جالب نبود اخه این چه وضعشه همش درس وکتاب بابا این ۱۳روز مردها راحتن اما من وبعضی های دیگه نه

گفتم بریم دانشگاه یه کم خوش بگذرونم دیدم وای اینا چیه زبان خارجه اصلا یه لغت فارسی هم نداره گیاه شناسی هر چی اسم عجیب غریبه جمع شده ...خلاصه سرتون رو درد نیارم امسال همش درس والا اگه بی خیال بشم حتما مشروط میشم حالا میفهمم این سارا چی میگه ...بیا عید گذشت ومن اوایل کتابم ودوماه دیگه امتحانات ترمه خاک به سرم شد...

خب خب میبینم بعضی ها طی یه حرکتی دست به معلوم شدن میزنن وخودشون رو لو میدن اما من شاید عکسم رو دیدین ...

((از یاد رفته معلوم میشه!!!!!!!))

میگما اگه بفهمین کی میمیرین چه حالی بهتون دست میده چطور بگم مثلا بگن فوقش ۷ماه دیگه زندهای حالا میگن خب چه ربطی داشت حالا فک کنین وجواب بدین ...اونوقت از دنیا بیذارمیشین یا خب کمک کنین ...

   بچه ها بعضی ها انگار دیگه یه ذره ارزش ندارم هر چی میگم میکن باشه اما هی به دیوار بگی خسته شدم اخرش یه روز میفهمین حسین مرده ...

 واما چند تا خاطره بهتون بگم اول از دانشگاه ...

  • وقتی ابجی نرگس از اوضاع دانشگاه گفت منم دست به اعتراف تکان دهنده میزنم یه روز واسه اولین بار رفتم دانشگاه از یه دختر خانوم به ظاهر محترم ادرس کتابخونه رو خواستم اون گفت برو ته سالن سمت چپ وقتی رسیدم فک میکنین چی بود با اجازه دستشویی وحسابی مسخره کردن
  • یه بار رفتم که بگم بابا چرا درسمو حذف کردین اموزش گفت برو مالی از اونجا مدیریت بعدش سایت بعدش دوباره اموزش باز مالی خلاصه بعد از کلی پاس کاری گفتن موقعه حذف واضافه درست میشه ...

**میبینم دیگه واقعا بی نمک شدم وکسی تحویلمون نمیگیره البته درسته هر کی یه جور بهونه میاره اما اگه ببینم که واقعا ازیاد رفتم شاید جدا ازیادتون برمها ...

((خب الان باید برم ان شا... ۳۰ فروردین یه اپ ویژه دارم که واسه تولد نرگسی هست میدونم تولدت ۳۱ فروردین تازه شنبه هم هست خب کاری ندارین فدای همتون بای بای

+ نوشته شده در دوشنبه 12 فروردین1387ساعت توسط ح.زینتی |



دوستای عزیز وگلم سلام حالتون چطوره ؟ خوب هستین ؟خدا رو شکر

راستش این اخرین اپ من توی سال ۸۶ هسته وویژه عید ویه نگاهی به سال ۸۶...

خودمونیم چه زود میگذره عمرمون انگار هنوز سال ۸۶ تحویل شده بود اتفاقا من سال تحویل خواب موندم واز همه جالب تر روز عید شیر اشپز خونه خراب شد وحالا دم عیدی بدو دنبال لوله باز کن.

واما سال که گذشت پر از خاطرات شیرین وتلخ بود از کجا بگم خب معلومه اول یه سوال عزیزای من به نظرتون اگه سال ۸۶ رو رنگی فرض کنیم چه رنگی براش انتخاب میکنین ؟؟من که ابی تیره همین قلم دیگه

*از خوشی ها بگم همین زدن وبلاگ راستش فکر نمیکردم اینقدر ابجی ویه کم داداشی پیدا کنم انگار یه خونواده هستیم اما این خونواده دختر خیلی داره وداداش ۳شایدم ۴تا..

من ارزو داشتم مثل معلوم (مجله جوانان)نامه بدن بهم وبخونم ودر ارتباط باشم اما ارزوم اینطوری براورده شد کلی ابجی گل دارم که هر کدوم یه قصه ای داره

از اینا که بگذریم میرسیم به ترانه نویسیم که توی این سال خوب بود وتازه معروف شدم .بعدش ترانه هام مجوز گرفتن وخوش بحالم شد

بعدش امسال با کلی حرص دانشجو شدم والان بدبخت بابا کمکم کنین سخته .خب بخور هر که طاوس ...

اما واسه شیرین ترین خاطره همین شماهای که با غماتون ناراحت شدم وخندهاتون خوشحال وقتی یکی گریه میکرد منم گریه کرد ویکی خوشحال منم خوشحال خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم

توی این سال خدایش تلخی نبود فقط بیماری که اونم برکت بود اخه اگه مریض نشدم با خانوم دکتر تیموری که پزشک فوق العاده مهربان وساده (رفتاری)اشنا نمیشدم وفهمیدم اون دلسوزترین دکتره وتازه فهمیدم شماها چقدر گلین وخواهرام توی مریضی سنگ تموم گذاشتن ...

من به امسال نمره .۷۵/۱۸.میدم شما چطور

بچه ها من سال تحویل واسه همتون دعا میکنم واسم تک تکتون رو توی برگه a4نوشتم وبا خواستهای که میدون تا بندازم توی حرم  ...

واما گپی با بچه ها (گیر ندین چرا اون رو اول نوشتی منو وسط خب مهم دل هست)

سحر ابجی جان تو توی این سال سنگ صبورم بودی کلی اذیتت کردم کلی به نصیحتات که خوب بود عمل نکردم خودت میدونی چقدر دوست دارم خدا کنه داداش کوچولو خوبی بوده باشم برات کلی دعا نوشتم تا بگم خیلی با حرفام اونقدر اذیت شدی تا داد زدی قربون داداهات برم خب حلالم کن عزیزم .

ابجی ستاره تو هم واسه ام کولاک کردی خدایش خیلی فهمیده وبا هوشی ابجی نگرانم نباش من خوبم توی اونقدر بیادم بودی که نسیمه گفت دیوونت شده واسه بابای عزیزت دعا میخونم درسات رو بخون کلی دعا خاص برات دارم منم هر وقت مشکلی داشتی کنارتم راستی خیلی بیشتر از سنت میفهمی چشم نخوری ایشا... راستی شاید یه روز بیام اونجا اخه داداشم همسایه تونه اگه کاری داشتی نوکرتم گلکم ...

نرگس خب سلام ابجی جدیدم باید هوای تازه واردا رو داشت میدونی وبت وا نمیشه تازه اون لینک هم عوض شد اها یه جور منو توی داداشات جا بده من همش مزاحمت میشم تازه باهات کار دارم .

شکوفه تو که عزیز دلمی خودت میدونی ما از چند راه ارتباط داریم قربون هدیه قشنگت ...برات کلی دعا میکنم زندگی ات رویای باشه حتی برای خواهر برادراتم دعا میکنم حرفای تو خیلی تاثیر داشت خواهر مهربونم

 حنانه  توهم اولین کسی بودی اومدی یعنی قدیمیترین خواهرمی .وکلی حرفای خوب گفتی وای اگه پیشم بودی میکشتی منو ببخش اذیتت کردم یه لیوان اب .برات ۵دعا خاص دارم ها...

سلی خب کنکوری خودم معلومه دعا چیه .تازه برای خونواده کلهم دعا میکنم کلی حرف باهات دارم عیذ باید استفاده کنی ها من شهریور باید بترکونم خب خودت میدونی چقدر دوست دارم

سها توکه هم رشته ای هستی اونقدر با خدا راحتی که به من نیاز نداری خیلی وقتها با حرفام ناراحتت کردما ببخش اونقدر حرص نخور

نیلو میدونم این روزای اینده از خوشحالی بال در میاری .وخندون دختر چه قدر از مدرسه بدت میاد ای روانشناس اها درسا یادت نره ها ...برات یه دعا توپ دارم باید روی مریم حیدرزاده رو کم کنی وهمه بگن نیلو....

الهام بابا فیلتر چیه همه گیر دادن به تو خوب شد وب جدید زدی منم راحت تو هم از ابجی قدیمی هستی واحترام واجب ...

سارا همشهری دیگه از ... نمی پرسم گرگان شلوغه ها هوات رو دارم وبلاگت تک تکه من عیدی میخوام برام دعا کنی ها ...

دختر خورشید سلام هم استانی قدیمی گرگان تو رومیخواد خورشیدش کم رمقه  راستی منو حتما ببخش امیدوارم همیشه شاد شاد باشی

فاطمه سلام خوشحالم اومدی خواهر جان میدونم برام کلی دعا میکنی منم همین طور گفتی ۶ماه ازم کوچکتری بی خیال بابا مهم دله ...

مهسای هیچ معلومه کجای ؟؟دلم ترکید عیب نداره برات ارزوی خوشبختی وپیروزی دارم

محسن وعلیرضا شما تنها داداشای بودین که بهم سر میزدین البته ذبیح که بهم محل نمیده اما واسه همه دعا میکنم هر سه تون .

وروجک باب کنکوری رفتی دیگه نیومدی کجای دلم برات یه عدس شده ها حداقل یه خبر بده خب .

بزدل به به ابجی خودم ایول به ارادت تو حتما میتونی راستی یه کار فوری دارم زود بیا ... خب تو حتما قبول میشی شک نکن

گل دختر عیدت مبارک ابجی ستاره خیلی دوست دارم منم همین طور راستی اون سایت رفتم نظر نمیشه گذاشت

رویا سلام همشهری خودم وای یه گنبدی تازه اون پیام نور خیلی نزدیک همیم من کلی دعا میکنم کلی تو خواهر خودمی مطمئن باش معلوم بهت جواب میده اسم مستعارت چیه تا ثابت کنم بچه ها همشهری  

پارمیداسلام کجای بابا دلم پوسید خب نفهمیدم تو دختر خاله حنانه ای یا اون دختر خاله تو هست ؟/عیدت مبارک راستی مگه فرق میکنه کی دختر خاله کیه

سعیده سلام بابا کجای چرا نگفتی یه شهر دیگه درس میخونی ؟/شرمنده من معذرت میخوام

اینجابازم برای کسای که اسمشون نیست شاهپرک-داش ابرام -وهمه دعا میکنم همه تون رو دوست دارم عیدهمه مبارکککککککککککککککککککک

 

تا سال بعد یا علی ...

 

+ نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت توسط ح.زینتی |



 با سلام به کلیه خواهر ها وداداش های مهربونم حالتون چطوره ؟؟امیدوارم همتون سالم وسرحال باشین .نمیدونم چطور شروع کنم از کجا بگم بذارین اصل قضیه رو بصورت یه داستان بگم

((اول بگم من از شش ماه پیش شب ها دچار تپش قلب وبی خوابی شدم وگاهی اوقات خیلی اذیت میشدم اما چون منطقه سکونت ما جزو مناطقی هست که طرح پزشک خانواده داره نمی رفتم چون با دکتر قبلی دعوا کردم .اما یک ماه پیش فهمیدم یه دکتر دیگه اومده واتفاقا او تازه دکتر شده ومنم جزو اولین مریض ها .همون اول خانوم تیموری برخورد فوق العاده عالی داشت باورتون نمیشه من چنین دکتر مهربون اونهم جوان با این همه سادگی ندیدم .خلاصه من رفتم واوشون گفتن قلبت اوضاعش بده بهتره حرص وغصه نخوری وخواست تمام حرفا رو بگم منم اعتماد کردم وخارج از وقت اداری باهاش در میان گذاشتم وسبک شدم اتفاقا الان قلبم بهتره...

اما قضیه سرطان واین حرفا چند روزی خون دماغ شدم وضعف شدید وسر گیجه داشتم رفتم وبا خانوم تیموری در جریان گذاشتم او گفت بهتره با متخصص در میان بذارم رفتم متخصص واون ازمایش داد نمیدونم حکمت خدا چی بود توی ازمایش اولیه سرطان خون تشخیص دادن و...

بعد از این مثل بمب ترکید دوباره رفتم پیش دکتر تیموری وماجرا رو گفتم او گفت امکان نداره خلاصه برای دومین بار ازمایش دادم وتا دیروز هم ناامید بودم اما با راهنمای ویژه خانوم تیموری وخانوم هاشم زاده (دبیر همگام با خبرنگاران مجله)امکان وجود سرطان ۵۰٪شد وبلاخره دیروز دوباره رفتم جواب ازمایش را گرفتم ومشخص شد من سرطان ندارم ... )).

پس حالا فهمیدن من سالمم بابا باور کنین چیزیم نیست وخیالتون راحت باشه .وهمین جا از خانوم تیموری پزشک خوبم -خانوم هاشم زاده واقای هنر وهمه ابجی ها وداداش های که برام دعا کردن ممنونم ...

واما خانوم ها نگین وارزو ...

با سلام از این که منو لایق دونستین متشکرم اما چند نکته میخوام بگم که بد جور ناراحتم کرده وخیلی دلخورم ....

  1. اولا من دلخورم از اینکه مسائل خصوصی من رو با همه در میون گذاشتین من دوست نداشتم کسی از این ماجرا بوی ببره وبفهمه چرا همه جا این خبر رو گفتی ؟؟تازه مگه من کی هستم ها ؟؟یه ترانه سرا اماتور پس چرا اینقدر بزرگ نمایی کردی ها؟/اگه خدای نکرده با این حرفا بلای سر یه نفر بیاد جواب میدی ؟؟
  2. من دو سوال مهم دارم تو گفتی از من بیشتر خبر داری میتونم بپرسم چه طور ؟؟تو چطور شماره تلفن خانوم دکتر رو داری واصلا اون با تو حرف نزده ؟؟
  3. چرا همزمان با مریضی من وبلاگ زدی تازه یه دختر از کجا اینقدر اصلاعات داره اگه اینقدر بهم نزدیکی میبرمت به cnn معرفی ات میکنم ..
  4.  یه سوال دیگه ایا واقعا تو رشت زندگی میکنی اگه واقعا میخوای باهات صحبت کنم اگه وجود داری ؟/من اهل ... نیستم اما تو مشکوک میزنی؟؟تو چطور اینقدر دقیق به من نزدیکی ها ...
  5. چطور فقط به وبلاگ ابجی ها وداداشی های من رفتی وفقط منو لینک کردی ؟؟تازه مگه قبلا تو وبلاگ نداشتی پس چرا کسی نیومد وخبر نگرفت ها تازه سایت افسوس اصلا مال  من نیست...تو اونقدر هول بودی که پیام نور هم ادم حساب کردی چرا چه کینه ای با من داری ؟؟
  6. از همه مهمتر چرا به عزیزانم توهین کردی.تو از کجا میدونی بچه ها ازم خبر ندارن نکنه توی اتاقم هم میکروفون داری ؟؟همشون از حالم پرسیدن .من مطمئنم تو نگین نیستی پس میام وبت وشماره میدم خب .همه این بچه ها قبلا امتحان پس دادن سحر از خواهر بهم نزدیکتر بوده ومن اون رو از ته قلب دوست دارم نه سحر حنانه با جون در خدمتم بود سها قبلا بارها کمک کرده ومطمئنم بازم بیادمه محسن همش کنارم بود سلی ۷ماه هست دوستش دارم دختر خورشید هم برام ارزش داره اگه اسم همه رو بگم یه عالمه میشه اما تک تک این ابجی ها (به خصوص)وداداش ها عزیزمن هستن  وحاضرم جونمو بدم واسشون.اونا توی غمها وشادی ها کنارم بودن با این حیله ها دوستام رو ازم نگیر خب ...

((عزیزانم من اگه ازتون دلخور باشم خودم میگم ومطمئن باشین اون بازم با حیله میاد ببینین وبلاگش تا کی خواهد بود ...من حرفام رو توی وب خودم میگم پس بهش حتی یه ذره محل ندین ))

همتون رو دوست دارم وای خدا شرمنده ......

ابجی الهام امروز تولدته میدونم مبارکت باشه وهمیشه شاد قرار بود بهت هدیه بدم اما بیمار بودم اما تولدت مبارکککککککککککککککک دست دست

الهام تولدت مبارک یه سبد گل واسه تو که ماهی

 www.smilplz.blogfa.ir  i همه باهام حمله به وبلاگ الهام

+ نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت توسط ح.زینتی |



   ...سلام حالتون چطوره ؟؟خوب هستین ؟؟من خوبم

((راستش اول بازم از سحر گل وگلاب ولارس معذرت بخوام خب کوچکترم میدونم میبخشنم واما بقیه ...اهای بچه ها دست همه تون درد نکنه میاین وبهم سر میزنین میدونم خیلی لایقتون نیستم واما یه حرفا دارم که تو گلو بنده گیر کرده ...))

اول به دوستان عزیز بگم من هنوز دست از حرفای قبلی خودم بر نداشتم اره حقوق دختران هست ...

عدهای فکر کردن چون یه نفر بهم توهین کرده دیگه بیخیال میشم نه بازم میگم در حق بعضی از دخترا ظلم میشه

این حرفا رو تو مجله هم گفتم اما بازم میگم

۱-چرا دخترها مثل پسرا حق ندارن از تفریح سالم استفاده کنن ؟/چرا یه پسر میتونه تا نصف شب بگرده وهیچ کس بهش گیر نده اما تا یه دختر نیم ساعت دیر میاد خونه همه دادشون در میاد نمیگم دخترا هم تا نصف شب بگردن اما چرا اونا تفریح نداشته باشن

۲-اقای حیدری اینجا وبلاگمه باید بگم شما که میگی دخترا از ورزش سر در نمیارن عرض  کنم اتفاقا برعکس ماشا... الان نصف دخترا ورزش رزمی میکنن تازه نمیبینی توی خبرا چقدر افتخار دارن پس نگو ورزش حالیشون نیست ...فکر کردی ورزش یعنی پا تلویزیون بشینی وبگی فلان تیم خوبه ...

۳-من به عقایدم پایبندم وخواهم بودم یه نماینده اومده توی مجلس گفته باید جلوی ورود بیش از حد دخترا رو به دانشگاه رو گرفت؟؟باید عرض کنم چیه پسرت دانشگاه قبول نشده دق دلت رو رو سر دخترا خالی میکنی ؟؟؟خب درس میخونن ونتیجه اش رو هم میبینن ...نکنه میخوای پسرت بره تا نصف شب بگرده اونوقت توقع داری صنعتی شریف هم قبول بشه اره ؟؟؟

***بهتره بی خیال بشم وگرنه همه میگن دختری و الکی اسمتو گذاشتی حسین .راستی بابا درسام سخته چه خبره گیاه شناسی رو بگو اسم هر چی جک وجون وره رو اورده وای خدا کی از دست  ریاضی خلاص میشم ......

***بچه ها  بخاطر اینکه مشروط نشم ویه کم به زندگی برسم وترانه هم بگم پولش رو گرفتی باید جواب بدم یه مدتی کم پیدام نگین غیب شد همین دیگه چیزی ندارم ...

اها بازم از مهسای -ستاره عزیزم-الهام -نیلو-مریم-سحر-سارا-شکوفه-حنانه-سها-بزدل-هرجور فک کنی-فاطمه-شاپرکا-وهمه اگه یادم رفت ببخشین اهاااااااا سلی ...وهمه بخدا الان یادم نیست ممنونم خیلی ماه هستید ............

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 28 بهمن1386ساعت توسط ح.زینتی |



 سلامی به سیاهی شب ..

بچه ها امروز خیلی دلم گرفته اخه امروز اولین سشال عزیزترین کسم هست اره همین ۲۴ بهمن ۸۵ بود ساعت ۳عصر بود منتظر بودم بیاد کتابخونه تا باهم درس بخونیم اما  یهو صدای ترمز هولناک دلم رو شکست وقتی رفتم بیرون دیدم همه جمع هستن اصلا یه لرزه دلم شور خورد دیدم خون جاری شده وای خدا وقتی رفتم جلو ...

شب قبلش بهم زنگ زدو گفت حسین خواب دیدم که من اینور رود هستم وتو ان طرف رود بهش گفتم دست از خرافات بردار اما یکسال گذشت یکسالی که به دست وپای بعضی ها افتادم تا به درد دلم گوش کن وبعضی ها هم اول گفتن برو گمشو وبعضی ها هم شدن دوست اما وسط راه تنهام گذاشتن والبته بعضی ها موندن ...سنگ صبورم ایکاش اون روز من هم میمردم تا گدایی محبت نکشم ایکاش مگه نگفتی عاشورا میای ؟//

***تقدیم به عزیزترینم...***

خداحافظ ای شهر شبهای روشن

خدا حافظ ای قصه ای عاشقانه

خدا حافظ ای ابی روشن دل

خداحافظ ای عشق شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ایداغ بر دل نشسته

تو تو تنهای نمیزاری ای عمر من

تو را میسپارم به دلهای خسته

تو را میسپارم به مینای مهتاب

تو را میسپارم به دامان دریا

اگر شب بشینم اگر شب شکسته

اگر شب بشینم به رویای فردا  

به شب میسپارم تا که نسوزم

به دل میسپارم  تو را تا نمیرم

خداحافظ ای برگ ودل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندی

خدا حافظ ای نو بهار همیشه

**خانوم دکتر تیموری**

سلام شما توی این مدت خیلی زحمت کشیدین خیلی باهام صحبت کردین داشتم همه چیز رو فراموش میکردم اما ...اما امروز ظهر بهترین ابجی بهم زنگ زد وگفت دیگه حالم از تو بهم میخوره ومنو ابجی صدا نکن ...اما خانوم دکتر بابت دارو ممنون باشه میگم همه بدونن من بیماری قلبی دارم.گفته اگه ناراحت بشی خطر داره اما چه کنم ...شما مثل یه خواهر مراقب سلامتی من هستید باور نمیکنم دکتر به این مهربونی پیدا بشه ...گفتین حالا طرح کار اومدین اینجا اره شما باید برین چون...

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت توسط ح.زینتی |



سیلاممممممممممممممممممممممممممممممم.

نه ببخشید سلام!!!!!!!!!!!!

خوبین شماها؟ آره دیگه منم بابا ، آبجی ستاره !!!!!!!!!!!!!

آره دیگه من هستم همه جا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا که داداش عزیزم بهم این فرصت رو داده که اینجا بنویسم خیلی خوشحالم. وای خداجونم داره گریه ام می گیره « ااااااااااااااااااااااااااا احساساتو !!!!!!!!!!!!!» خب حالا چشاتون در نیاد دیگه.

آهاییییییییییییییییییییییییییییییی ملـــــــــــــــــــــــــــــــــت !! با شماهام ، از این به بعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــد باید!!!!!!!!!!! حضور منو تحمل کنین.بخواین نخواین من هستم اینجا « پررو!!».

********************

حالا محض خالی نبودن عریضه !!!!!!!!!!!! این جمله رو داشته باشین تا بعد که حضورتون برسم و حسابی از خجالتتون دربیام :

« زندگی شاید همین است!!!!!!!!!!!!!!!!! »

دوستون دارم.

قربون همه تون آبجی ستاره.

+ نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت توسط ح.زینتی |



سلام دوستان خوبم حالتون چطوره؟؟با سرما چکار میکنین .اینجا که شبیه سیبری شده نمیدونین چقدر برف اومده(اینو گفتم تا اونای که برف ندیدن دلشون بسوزه).خب هکرها بقول سحر جان خیلی بهم علاقه دارن ودوبار منو هک کردن اما این تو بمیری دیگه از اون تو بمیری ها نیست چنان سیستم امنیتی رو رعایت کنم که بیل گیتس هم نتونه هکش کنه!!(البته یکمی تقصیر خودم بود توی عمرم یه دفعه رفتیم کافی نت واسه تحقیق گفتم یه سر به وبلاگم هم بزن اما ازشانسم رایانه اش تموم اطلاعاتم رو دخیره کرد ومیتونست به مدیریت بلاگفا بره واز همه مهم تر کامنتهای خصوصی رو بخونه.منم به یکی گفتم یه طوری نذار اونا بخونن اونهم زد کامل وبم روهک کرد ...

 **واما میخوام یکم به دل شکسته جواب بدم اولا از این که منو لایق درددل کردن دونستی ممنونم ببین عزیزم کی گفته بیماری ات اخر راه هسته درسته بقول خودت من دردی که تو داری رو ندارم اما این دلیل نمیشه حس نکنم نمیدونم اون ماجرای دو بیمار کالیفرنیا که کنار هم بودن ویکدوم سرطان داشت ونفر دیگه که چیزش نبود رو شنیدی یا نه؟؟خب میگم جواب ازمایشات اونا اشتباه شد یعنی اونی که سرطان داشت بهش گفتن خوبی واونی که سالم بود سرطان وچند ماه بعد اون سرطانی اونقدر تلقین کرد که بیماری اش خوب شد ونفر بعدی که سالم بود مرد ...واقعی هسته

تو خواهرم هستی پس غصه نخور شاید قبلا زود رنج بودم وطاقت توهین نداشتم اما حالا میتونم ...اصلا مگه اون دکتره خدا هسته !!!یه چیز گفته قوی باش وبخند وبگرد باشه از حالتم خبر بده...

 

 

 

 

**حالا هر کی میتونه به وبلاگم اسیب برسونه بهش جایزه میدم ...

((واما بهتون بگم از این به بعد با اپهای متفاوت در خدمتم یعنی کمتر میگم دنیا وایستا که میخوام پیاده شم.راستش دیروز مجله موفقیت خوندم عوض شدم بقول ستاره موفقیت مال شماست وبقول سحر جان پیش بسوی موفقیت ..

میخوام حداقل یه کم از غم هامون رو کم کنیم .اهای بچه ها اینم ایمیل که زجر کشم کردین .movafagh86@yahoo.com

+ نوشته شده در شنبه 13 بهمن1386ساعت توسط ح.زینتی



وسلامی دوباره !!!!!!!!

بابا خسته شدم چه خبر مثلا اینکه همه به وبلاگ من زور میگن مگه من چمه ؟؟/عجب روی دارن هاااااااا ولی من از رو نمیرم

دلم میخواد اپهای قدیمم رو بابا شما بگید چرا هی وبلاگم هک میشه .اینم نوشتم تا بدونین من در نرفتم ها.......

ابجی ستاره جون خوبی؟؟دوباره شروع کردم اما تو هنوز باید کنارم باشی منظورم اپ کردنه مگه میذارم اب خوش از گلوت پایین بره...

ببینم توی این وبم اولین نفر کی میشه. http://www.nanjoon.com

************

سلام داداشم.من اول شدم اینجا!!!!!!!!!!!!!!سلام منم آبجی ستاره همه تون!!!

خببببببببببببب از این به بعد می خوایم بترکونیم!!!!!!!!!!!!!! لطفا مراقب خودتون باشین

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت توسط ح.زینتی |