تبليغاتX
از یاد رفته
از یاد رفته


با امید تلخی هر شکستی شیرین میشه



 
*
سلام عزیزای من خوبین من از امروز ۱۲/۳تا ۵/۴تیر ماه با اجازه تون میرم به سراغ جنگ با امتحانات دانشگاه دوستتون دارم مواظب خودتون باشین

23 اردیبهشت !

دارم به این فکر می کنم که چند تا شمع باید بذارم رو کیک تولدت ؟

دارم به این فکر می کنم که کیکت چقدر بزرگ باشه ، کافیه ؟

دارم به این فکر می کنم که چند نفرو واسه جشن تولدت باید خبر کنم ؟

دارم به این فکر می کنم که چی بهت هدیه بدم ؟

دارم به این فکر می کنم که ...

**********************

نمی دونم چی برات بنویسم و چی بهت بگم !

توی دلم اون قدر حرف هست که ... اما حیف ... حیف که ناگفتنی ان.

روز 13 اردیبهشت درست 10 روز قبل از تولدت بهم گفتن رفتی ، پر کشیدی ، رفتی تا به عهدی که با خدای خودت بستی وفا کنی !

درست 10 روز قبل ! نمی دونم این چه حکایتی ؟ اما ... برای این ننوشتم که از دل تنگیام بگم . نوشتم که بهت بگم :

تو هیچ وقت از یاد نمی ری .

تو قلب ما زنده ای .

از این به بعد هر سال برات جشن تولد می گیرم.

اما ...

اما این جشن ها با همه جشنا متفاوت ان .

فرقشون اینه که این جشنا با شکوهترن .

صاحب این جشن جایی  که همه دنیای مادی ما پیشش پشیزی ارزش نداره.

صاحب این جشن جایی  که آرامش ، عشق و امید هرگز پایان ندارن.

صاحب این جشن خوشبخت ترین انسان.

******************************

نسیمه ی خوب ما ، آرام بخواب . آرام آرام . تو تا ابد برایمان زنده ای.

عزیز دل ، دیدی که خداوند چگونه طاقت دوری بنده ی مهربانش را نداشت و زودتر ار از سالروز زیبای آمدنش او را به نزد خود برگرداند.

نازنینم ، چقدر خوشحالم برای آسودگیت از همه بدی ها و ناراحتی ها و چقدر غمگینم از نبودنت در کنارم و از ندیدن دوباره چهره خندانت.

زیباترین زیبا ، برای لحظه لحظه نبودنت خواستم حسرت بخورم اما ... اما حالا که نیستی دیگر کسی نمی تواند اخمی به چهره ت و غمی به دلت بنشاند و از این شادمانم.

مهربانم ، غمگینم برای نبودنت ، بخاطر تمام خاطرات زیبای با تو بودن و مهربانی ت را حس کردن اما خوشحالم که دیگر کسی نمی تواند قلب مهربان تو را به درد آورد.

همدم و همراهم ، نمی گویم پس از تو زندگی برایم بی معناست و نمی توانم ، نه این دروغ است بلکه پس از تو برایم سخت است اما تو به من آموختی زندگی همیشه جاریست پس با یاد تو زندگی خواهم کرد.

دوست داشتنی ترینم ، تو مثل خواهری مهربان تمام لحظه هایم را پر می کردی و برایم بهترین بود :

پس به پاس تمام خوبی هایت ، و برای همیشه جاودان کردنت می گویم :

می خواهم آن باشم که تو می خواستی ؛ استوار و با اراده و موفق .

این را بدان که از یاد این از یاد رفته نخواهی رفت.

**********************************

مواظب خودت باش حسین جان و به حرفام دقت کن.

داداشی گلم  ،  آبجی ستاره همیشه هست و میخواد که همراه دل تنگی های برادرش باشه ؛ همیشه منتظرتم.

موفق باشی داداشی عزیزم.

دوستتون دارم . قربونتون آبجی ستاره.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت توسط آبجی عزیزم |



سلا منم ستاره .

اومدم بگم این تلخ ترین جشن تولدم .

دلم داره میترکه !

دارم می میرم ، دارم دق می کنم.

معذرت می خوام داداشی ولی ....

خدا ، خدا ،...

خواهش می کنم هیچی نگین .

 *************************************************

نمیدونم شماهم وقتی یه عزیز رو از دست میدین چه حالی بهتون دست میده نمیدونم شما منو درک میکنین یا نه اما همه چی تموم شد همه چی

با اینکه تنها سه روز ازعروج نسیمه مهربان میگذره اما من نمیتونم تحمل ندارم

خیلی ها بهش ظلم میکردن ومیخواستن من رو ازش جدا کنن اما اون بهم گفت حسین به حرف ادما گوش نکن خدا میدونه چرا ما با هم ارتباط داریم پس چرا نکرانی بذار ادما هرچی کیخوان بگن اما همین کافیه که خدا راضیه با اینکه تنها چند بار به وبلاگ بچه ها سر زد اما خیلی زود توی دل بچه ها جای بازکرد نسیمه اره فول دادم گریه نکن ام وفقط فاتحه اما خودت میدونی کی بودی

کی میخواد  برام از خدا بگه ...

کی میاد وموقغه بیماری همش بالای سرم هست

کی میاد ۴ساغت منو اروم کنه بخاطر تهمتهای بغضی هاو...........

کی میاد بهم گل بده

ایکاش من مشهد بودم وهر روزسر مزارت بودم ایکاش اما راهم دور چطور بیام

دیگه کی میاد باهم بریم حرم ...

خدا باور نمیکنم الان ازنسیمه فقط دلتنگی هاو.. درد دلهاش مونده دختری که چند روزدیگه میرفت خونه بخت

نه نسیمه بحاطر من اذیت شد بخاطر من جلوی حرفای مردم ایستاد ...بحاطر من این همه تهمت شنید اون خیلی رابطه اش با خدا پاک بود همش میگفت خدا هست حسین سرتو بذار روی مهروخالی کن ...

نسیمه چقدرزجر کشیدی وهیچی نگفتی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از همه ممنونم که تسلیت گفتن از همه ...

نسیمه میدونم می بینی اما بگو چطور تحمل کنم چطور ؟؟؟؟؟؟؟چطور ببخشم اونای رو که بهت تهمت زدن چطور ............................

اون برام سنگ صبور بود با اینکه ۵سال بزرگ بود اما مثل ... می موند بدرود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هوای یار

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت توسط ح.زینتی



سلام

یه سلام از نوع ویژه ش !

امروز 12 اردیبهشت ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره دیگه امروز روز تولدم ! تولدم مبارک باشه . دیگه 16 سالم شده ! بابا نوجوون !!!!!!!!!!!!!!

راستش دلم می خواست یه جایی با خودم حرف بزنم اونم تو روز تولدم یه جایی که اول حرفمو بزنم کامل کامل بعد بشنوم.

داداشی منو ببخش اما جایی دیگه یی رو نداشتم وب خودم اونقدر ... بگذریم .

یه روزی یکی بهم گفت یه چیزی رو ببینم اما نمی دونست که من تصویر زنده و واقعی ش رو کنارم دارم با همه حالت های طبیعی ش .

از اون روز خیلی چیزا تو وجود من تغییر کرد ، خیلی چیزا ! درست که کسی نفهمید که فهمیدنی نبود ! اما ... نمی دونم چم شده ... چرا این طوری شدم .... ولی ...

الآن 16 سالم شده و من بزرگتر شدم ، خیلی چیزا هست که باید بیشتر بفهممشون و درکشون کنم  ولی ...

نمی دونم تا حالا شده بین چند تا حس متضاد گیر کنین و ندونین که باید چیکار کنین ؟ من حالا همون طوریم اما کاری واسه انجام دادن نیست .

نگین تو روز تولدت انرژی منفی نده که این انرژی منفی نیست و دارم خودمو خالی می کنم که تخلیه روانی !!!!!!!!!!!! بشم .

اونایی که یه روز می گفتن بهت یاد می دیم حالا وقتشه بهم بگین ! من تشنه یاد گرفتنم . دوست دارم همه چیزو بفهمم و یاد بگیرم نگین خوب نیست نگین باید زد به دنده بی خیالی که من نمی تونم .

عجب دنیایی این دنیای صفر و یک ! همه چیزش متفاوت حتی خودش با خودش ! پر از پارادوکس ! سرشار از چیزایی که هست و چیزایی که نیست ! می تونی چهره واقعی بعضیا رو ببینی و بعضیام چه خوب پشت یه نقاب مخفی میشن چی میشد که خفه بشن و ... !!!!!!!!!!!

و تو فقط یاد گرفتی با همه خوب باشی چه با نقاب باشن چه بی نقاب ! و ای کاش آدما می فهمیدن آفتاب تو حسرت اینه که یکی بهش توجه کن حتی اگه  بگه  برو واسه همیشه گمشو تا اون نتونه بره و همچنان نور و گرما ببخشه ! بیچاره خورشید با وجود این همه خوبیش ، بازم باید حسرت نگاه دیگران رو بکشه و آه و ناله سر بده ! راستی می دونی که اگه خورشید نبود .... واویلا !!!!!

******************************

پ.ن : نمی دونم بین پاراگرافا ربطی هست ، نیست ؛ اصلا ولش کن ، بی خیال !!!!!!!!!!!

پ.ن : به قول نیلو منم یه اردیبهشتی واقعی ام آخه کلا اردیبهشتی هستیم!!

پ.ن : عجب روز تولدی شد امروز !!!

پ.ن : بازم من موندم و این علامت سوال !!

پ.ن : دیگه حرفی نیست ؟ هست ولی  ...

پ.ن : خداحافظ .

***********************

گفتم به کعبه : تو از خاکی منم خاک !

چرا باید به من به دور تو بگردم ؟

ندا آمد : تو با پا آمدی باید بگردی !

برو با دل بیا تا من بگردم .

********************

ازت ممنونم داداش مهربونم که این فرصتو بهم دادی .

قربون همه تون ، دوستون دارم ، آبجی ستاره.

************************************************

 

سلام دوستان عزیزم

ستاره جان ببخش اینطوری اپ کردم اول تولدت رو تبریک میگم انشا... ۱۲۰ ساله بشی ومنم همش کنارتم همیشه

من گفتم اینجا خونه خودته پس هر وقت خواستی بیا وحرف بزنم اره ۱۶ ساله شدی ویکسال از عمرنازنینت گذاشت خیلی بهت مینازم از ابجی گلی مثل تو

فکر کن کنارتم وکیک تولدت کو؟منم میتونم بخورم .

ان شا... توی این موقعه ای که کنار هم هستیم همش خنده وشادی باشه وسالی پر برکت باشه ومنم کنارتم قربون خواهر گلم برم دوستت دارم

بچه ها میدونین امروز روز معلم هم هست وچه جالب خواهرم با این روز بدنیا اومده ...

بقول خودت جیغ ودست ...تولد ستاره جونمه شمع ها رو فوت کن

ممکنه از ته دل هم خبر نداریم اما خدا بیادمونه

عزیزم هر کاری که میخوای توی وبلاگم بکن یه کم ناراحتم دستت درد نکنه فدات بشم

داداشش حسین -ابجی ستاره ۱۲/۲/۸۷

بچه ها لطفا واسه یه عزیز که حالش خوب نیست پای نمازتون دعا کنین تو رو خدا

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت توسط ح.زینتی |



  سلام بچه ها خوبین ؟؟اره شاید تعجب کنین چرا زود اومدم راستش دیدم توی نظراتم بید مجنون که برام خیلی عزیزه دوست داره اپ کنم منم گفتم اطاعت هر چی امر کنی خب حالا که اپ کردم بذارین از حال وهوای دانشگاه بگم وچند تا چیز دیگه ..بید عزیزم بخاطرت هر کار بخوای میکنم داداش میخوای واسه چی ؟تو جون بخواه گلم ..حالت خوبه اتفاقی نیفتاده نگرانم ..نادیا چطوره ؟؟زود منو از حالت با خبر کن

*راستش هیچوقت فکر نمیکردم درسا دانشگاه اینقدر سخت باشه خیلی دوست دارم یه روز کامل بخوابم اما نه ... اونقدر خسته ام ...

*۰کلاسام خیلی فشرده هست صبح ساعت ۶ باید برم تا از گنبد برسم گرگان اخه ۸کلاس شروع میشه واگه از سرویس جا بمونم فاتحه  وتا ۳ بعد از ظهر بکوب سر کلاسیم

*بچه ها من با توجه به جنسیت کلاس به یه نتایجی  رسیدم .ببینید کلاس ما ۱۷نفره که ۱۴تا دختر و۳تا پسر تازه اون دوتا هم نمیان دو نتیجه ۱-واقغا پسرا خیلی ... تشریف دارن که امار اینطوریه

۲-یا خیلی زرنگ هستن وهمشون رشته های با کلاس قبول میشن البته تحقیقات من نشون میده گزینه اول درسته ...

 بید مجنون عزیز این اپ خوب بود مطمئن باش بخاطر تو اومدم ونوشتم چون برات خیلی ارزش قائلم در ضمن همین جا میگم ...

  ((۱۲ اردیبهشت منتظر یه اپ مهیج از طرف من وابجی ستاره باشین یه خبر مهم در راه ))

خب تا اونموقعه همتون رو بخدا میسپارم درساتون رو بخونین باشه افرین  

+ نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت توسط ح.زینتی