23 اردیبهشت !
دارم به این فکر می کنم که چند تا شمع باید بذارم رو کیک تولدت ؟
دارم به این فکر می کنم که کیکت چقدر بزرگ باشه ، کافیه ؟
دارم به این فکر می کنم که چند نفرو واسه جشن تولدت باید خبر کنم ؟
دارم به این فکر می کنم که چی بهت هدیه بدم ؟
دارم به این فکر می کنم که ...
**********************
نمی دونم چی برات بنویسم و چی بهت بگم !
توی دلم اون قدر حرف هست که ... اما حیف ... حیف که ناگفتنی ان.
روز 13 اردیبهشت درست 10 روز قبل از تولدت بهم گفتن رفتی ، پر کشیدی ، رفتی تا به عهدی که با خدای خودت بستی وفا کنی !
درست 10 روز قبل ! نمی دونم این چه حکایتی ؟ اما ... برای این ننوشتم که از دل تنگیام بگم . نوشتم که بهت بگم :
تو هیچ وقت از یاد نمی ری .
تو قلب ما زنده ای .
از این به بعد هر سال برات جشن تولد می گیرم.
اما ...
اما این جشن ها با همه جشنا متفاوت ان .
فرقشون اینه که این جشنا با شکوهترن .
صاحب این جشن جایی که همه دنیای مادی ما پیشش پشیزی ارزش نداره.
صاحب این جشن جایی که آرامش ، عشق و امید هرگز پایان ندارن.
صاحب این جشن خوشبخت ترین انسان.
******************************
نسیمه ی خوب ما ، آرام بخواب . آرام آرام . تو تا ابد برایمان زنده ای.
عزیز دل ، دیدی که خداوند چگونه طاقت دوری بنده ی مهربانش را نداشت و زودتر ار از سالروز زیبای آمدنش او را به نزد خود برگرداند.
نازنینم ، چقدر خوشحالم برای آسودگیت از همه بدی ها و ناراحتی ها و چقدر غمگینم از نبودنت در کنارم و از ندیدن دوباره چهره خندانت.
زیباترین زیبا ، برای لحظه لحظه نبودنت خواستم حسرت بخورم اما ... اما حالا که نیستی دیگر کسی نمی تواند اخمی به چهره ت و غمی به دلت بنشاند و از این شادمانم.
مهربانم ، غمگینم برای نبودنت ، بخاطر تمام خاطرات زیبای با تو بودن و مهربانی ت را حس کردن اما خوشحالم که دیگر کسی نمی تواند قلب مهربان تو را به درد آورد.
همدم و همراهم ، نمی گویم پس از تو زندگی برایم بی معناست و نمی توانم ، نه این دروغ است بلکه پس از تو برایم سخت است اما تو به من آموختی زندگی همیشه جاریست پس با یاد تو زندگی خواهم کرد.
دوست داشتنی ترینم ، تو مثل خواهری مهربان تمام لحظه هایم را پر می کردی و برایم بهترین بود :
پس به پاس تمام خوبی هایت ، و برای همیشه جاودان کردنت می گویم :
می خواهم آن باشم که تو می خواستی ؛ استوار و با اراده و موفق .
این را بدان که از یاد این از یاد رفته نخواهی رفت.
**********************************
مواظب خودت باش حسین جان و به حرفام دقت کن.
داداشی گلم ، آبجی ستاره همیشه هست و میخواد که همراه دل تنگی های برادرش باشه ؛ همیشه منتظرتم.
موفق باشی داداشی عزیزم.
دوستتون دارم . قربونتون آبجی ستاره.
[ حرفای دل ]
+ نوشته شده در ساعت توسط ح.زینتی والبته ستاره جون
اومدم بگم این تلخ ترین جشن تولدم .
دلم داره میترکه !
دارم می میرم ، دارم دق می کنم.
معذرت می خوام داداشی ولی ....
خدا ، خدا ،...
خواهش می کنم هیچی نگین .
*************************************************
نمیدونم شماهم وقتی یه عزیز رو از دست میدین چه حالی بهتون دست میده نمیدونم شما منو درک میکنین یا نه اما همه چی تموم شد همه چی
با اینکه تنها سه روز ازعروج نسیمه مهربان میگذره اما من نمیتونم تحمل ندارم
خیلی ها بهش ظلم میکردن ومیخواستن من رو ازش جدا کنن اما اون بهم گفت حسین به حرف ادما گوش نکن خدا میدونه چرا ما با هم ارتباط داریم پس چرا نکرانی بذار ادما هرچی کیخوان بگن اما همین کافیه که خدا راضیه ![]()
![]()
![]()
![]()
با اینکه تنها چند بار به وبلاگ بچه ها سر زد اما خیلی زود توی دل بچه ها جای بازکرد ![]()
![]()
![]()
نسیمه اره فول دادم گریه نکن ام وفقط فاتحه اما خودت میدونی کی بودی
کی میخواد برام از خدا بگه ...
کی میاد وموقغه بیماری همش بالای سرم هست
کی میاد ۴ساغت منو اروم کنه بخاطر تهمتهای بغضی هاو...........
کی میاد بهم گل بده
ایکاش من مشهد بودم وهر روزسر مزارت بودم ایکاش
اما راهم دور چطور بیام
دیگه کی میاد باهم بریم حرم ...
خدا باور نمیکنم الان ازنسیمه فقط دلتنگی هاو.. درد دلهاش مونده دختری که چند روزدیگه میرفت خونه بخت ![]()
![]()
نه نسیمه بحاطر من اذیت شد بخاطر من جلوی حرفای مردم ایستاد ...بحاطر من این همه تهمت شنید اون خیلی رابطه اش با خدا پاک بود همش میگفت خدا هست حسین سرتو بذار روی مهروخالی کن ...
نسیمه چقدرزجر کشیدی وهیچی نگفتی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از همه ممنونم که تسلیت گفتن از همه ...
نسیمه میدونم می بینی اما بگو چطور تحمل کنم چطور ؟؟؟؟؟؟؟چطور ببخشم اونای رو که بهت تهمت زدن چطور ............................
اون برام سنگ صبور بود با اینکه ۵سال بزرگ بود اما مثل ... می موند بدرود


[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط ح.زینتی والبته ستاره جون
سلام
یه سلام از نوع ویژه ش !
امروز 12 اردیبهشت ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره دیگه امروز روز تولدم ! تولدم مبارک باشه . دیگه 16 سالم شده ! بابا نوجوون !!!!!!!!!!!!!!
راستش دلم می خواست یه جایی با خودم حرف بزنم اونم تو روز تولدم یه جایی که اول حرفمو بزنم کامل کامل بعد بشنوم.
داداشی منو ببخش اما جایی دیگه یی رو نداشتم وب خودم اونقدر ... بگذریم .
یه روزی یکی بهم گفت یه چیزی رو ببینم اما نمی دونست که من تصویر زنده و واقعی ش رو کنارم دارم با همه حالت های طبیعی ش .
از اون روز خیلی چیزا تو وجود من تغییر کرد ، خیلی چیزا ! درست که کسی نفهمید که فهمیدنی نبود ! اما ... نمی دونم چم شده ... چرا این طوری شدم .... ولی ...
الآن 16 سالم شده و من بزرگتر شدم ، خیلی چیزا هست که باید بیشتر بفهممشون و درکشون کنم ولی ...
نمی دونم تا حالا شده بین چند تا حس متضاد گیر کنین و ندونین که باید چیکار کنین ؟ من حالا همون طوریم اما کاری واسه انجام دادن نیست .
نگین تو روز تولدت انرژی منفی نده که این انرژی منفی نیست و دارم خودمو خالی می کنم که تخلیه روانی !!!!!!!!!!!! بشم .
اونایی که یه روز می گفتن بهت یاد می دیم حالا وقتشه بهم بگین ! من تشنه یاد گرفتنم . دوست دارم همه چیزو بفهمم و یاد بگیرم نگین خوب نیست نگین باید زد به دنده بی خیالی که من نمی تونم .
عجب دنیایی این دنیای صفر و یک ! همه چیزش متفاوت حتی خودش با خودش ! پر از پارادوکس ! سرشار از چیزایی که هست و چیزایی که نیست ! می تونی چهره واقعی بعضیا رو ببینی و بعضیام چه خوب پشت یه نقاب مخفی میشن چی میشد که خفه بشن و ... !!!!!!!!!!!
و تو فقط یاد گرفتی با همه خوب باشی چه با نقاب باشن چه بی نقاب ! و ای کاش آدما می فهمیدن آفتاب تو حسرت اینه که یکی بهش توجه کن حتی اگه بگه برو واسه همیشه گمشو تا اون نتونه بره و همچنان نور و گرما ببخشه ! بیچاره خورشید با وجود این همه خوبیش ، بازم باید حسرت نگاه دیگران رو بکشه و آه و ناله سر بده ! راستی می دونی که اگه خورشید نبود .... واویلا !!!!!
******************************
پ.ن : نمی دونم بین پاراگرافا ربطی هست ، نیست ؛ اصلا ولش کن ، بی خیال !!!!!!!!!!!
پ.ن : به قول نیلو منم یه اردیبهشتی واقعی ام آخه کلا اردیبهشتی هستیم!!
پ.ن : عجب روز تولدی شد امروز !!!
پ.ن : بازم من موندم و این علامت سوال !!
پ.ن : دیگه حرفی نیست ؟ هست ولی ...
پ.ن : خداحافظ .
***********************
گفتم به کعبه : تو از خاکی منم خاک !
چرا باید به من به دور تو بگردم ؟
ندا آمد : تو با پا آمدی باید بگردی !
برو با دل بیا تا من بگردم .
********************
ازت ممنونم داداش مهربونم که این فرصتو بهم دادی .
قربون همه تون ، دوستون دارم ، آبجی ستاره.
************************************************
سلام دوستان عزیزم
ستاره جان ببخش اینطوری اپ کردم اول تولدت رو تبریک میگم انشا... ۱۲۰ ساله بشی ومنم همش کنارتم همیشه
من گفتم اینجا خونه خودته پس هر وقت خواستی بیا وحرف بزنم اره ۱۶ ساله شدی ویکسال از عمرنازنینت گذاشت خیلی بهت مینازم از ابجی گلی مثل تو ![]()
![]()
فکر کن کنارتم وکیک تولدت کو؟منم میتونم بخورم
.
ان شا... توی این موقعه ای که کنار هم هستیم همش خنده وشادی باشه وسالی پر برکت باشه ومنم کنارتم قربون خواهر گلم برم دوستت دارم
بچه ها میدونین امروز روز معلم هم هست وچه جالب خواهرم با این روز بدنیا اومده ...
بقول خودت جیغ ودست ...تولد ستاره جونمه شمع ها رو فوت کن
ممکنه از ته دل هم خبر نداریم اما خدا بیادمونه
عزیزم هر کاری که میخوای توی وبلاگم بکن یه کم ناراحتم دستت درد نکنه فدات بشم
داداشش حسین -ابجی ستاره ۱۲/۲/۸۷
بچه ها لطفا واسه یه عزیز که حالش خوب نیست پای نمازتون دعا کنین تو رو خدا ![]()
![]()
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط ح.زینتی والبته ستاره جون
*راستش هیچوقت فکر نمیکردم درسا دانشگاه اینقدر سخت باشه خیلی دوست دارم یه روز کامل بخوابم اما نه ... اونقدر خسته ام ...
*۰کلاسام خیلی فشرده هست صبح ساعت ۶ باید برم تا از گنبد برسم گرگان اخه ۸کلاس شروع میشه واگه از سرویس جا بمونم فاتحه وتا ۳ بعد از ظهر بکوب سر کلاسیم
*بچه ها من با توجه به جنسیت کلاس به یه نتایجی رسیدم .ببینید کلاس ما ۱۷نفره که ۱۴تا دختر و۳تا پسر تازه اون دوتا هم نمیان دو نتیجه ۱-واقغا پسرا خیلی ... تشریف دارن که امار اینطوریه
۲-یا خیلی زرنگ هستن وهمشون رشته های با کلاس قبول میشن البته تحقیقات من نشون میده گزینه اول درسته ...
بید مجنون عزیز این اپ خوب بود مطمئن باش بخاطر تو اومدم ونوشتم چون برات خیلی ارزش قائلم در ضمن همین جا میگم ...
((۱۲ اردیبهشت منتظر یه اپ مهیج از طرف من وابجی ستاره باشین یه خبر مهم در راه ))
خب تا اونموقعه همتون رو بخدا میسپارم درساتون رو بخونین باشه افرین
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط ح.زینتی والبته ستاره جون
خوب اگه گفتین امروز چه روزیه نه منظورم این نیست اخر ین روز فروردین ماه امروز یه اتفاق مهم افتاده اگه گفتین راهنمای کنم باشه
امروز تولده تولد یه عزیز که خیلی براش ارزش قائلم
خوب چشماتون رو ببندین تا اعلام کن
۳
۲
۱
امـــــــــــــــــــــــــروز تولده ابجیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی نرگســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی هسته ![]()
...
*خب اول بهش تولدش رو تبریک میگم وورودش روبه ۲۱ سالگی امیدوارم سالهای سال خوش باشی بهار زندگی ات مبارک ...اینم یه کارت مخصوص برای تو ...
اها کیک تولدت کو؟//پس من چی ؟//
اینم ادرس ابجی نرگسی گل...
www.melany_n1.persianblog.ir

امیدوارم سالهای سال موفق باشی وبدونی من همیشه بیادتم .ودعا میکنم راستش اپم اونجور که دلم میخواست نشد وخوب نیست یعنی بدلم نچسبید شرمنده ...
#**********************
راستی بچه ها نمیدونم چرا هر وقت تولد یه کسی هست من مریض میشم الان هنوز تب دارم تازه قلبم هم تیر میکشه ![]()
.
راستی یه عذر خواهی مخصوص به بید مجنون بدهکارم چون هنوز اون ترانه اماده نیست
بچه ها این مدت سرم خیلی شلوغه خصوصا حالا که مریض هم شدم درسام همه عقب مونده اگه نمیتونم بهتون سر بزنم واقعا شرمنده ...
توی این مدت عرق شرم خیلی دارم خیلی ها بهم سر زدین ومن حتی نتونستم جواب بدم خدا از تقصیراتم بگذره ...
احتمالا اپ بعدی رو ابجی ستاره میکنه بچه ها دعا کنین خوب بشم چون واقعا شرمنده همتون شدم
بخدا متاسفم که دیر میام فدای همتون بشم ..![]()
![]()
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط ح.زینتی والبته ستاره جون
اول یه معذرت خواهی بکنم اخه من این مدت خیلی کم اومدم نت واصلا نتونستم به وبلاگاتون سری بزنم خب شرمنده البته دلیلم دارم ![]()
.
واما بگم خدا به دادم برسه از این سال مثلا سال موش هسته خودم هم نمیدونم چرا از این موشه بدم میاد تازه چند سالی هست که یکی در میون خوب وبد هسته ونوبتی هم باشه امسال واویلاست خب حس ام میگه
عید امسال اصلا برام جالب نبود اخه این چه وضعشه همش درس وکتاب بابا این ۱۳روز مردها راحتن اما من وبعضی های دیگه نه
گفتم بریم دانشگاه یه کم خوش بگذرونم دیدم وای
اینا چیه زبان خارجه اصلا یه لغت فارسی هم نداره گیاه شناسی هر چی اسم عجیب غریبه جمع شده ...خلاصه سرتون رو درد نیارم امسال همش درس والا اگه بی خیال بشم حتما مشروط میشم حالا میفهمم این سارا چی میگه ...بیا عید گذشت ومن اوایل کتابم ودوماه دیگه امتحانات ترمه خاک به سرم شد...
خب خب میبینم بعضی ها طی یه حرکتی دست به معلوم شدن میزنن وخودشون رو لو میدن اما من شاید عکسم رو دیدین ...
((از یاد رفته معلوم میشه!!!!!!!))
میگما اگه بفهمین کی میمیرین چه حالی بهتون دست میده چطور بگم مثلا بگن فوقش ۷ماه دیگه زندهای حالا میگن خب چه ربطی داشت حالا فک کنین وجواب بدین ...اونوقت از دنیا بیذارمیشین یا خب کمک کنین ...![]()
![]()
![]()
![]()
بچه ها بعضی ها انگار دیگه یه ذره ارزش ندارم هر چی میگم میکن باشه اما هی به دیوار بگی خسته شدم اخرش یه روز میفهمین حسین مرده ...
واما چند تا خاطره بهتون بگم اول از دانشگاه ...
-
وقتی ابجی نرگس از اوضاع دانشگاه گفت منم دست به اعتراف تکان دهنده میزنم یه روز واسه اولین بار رفتم دانشگاه از یه دختر خانوم به ظاهر محترم ادرس کتابخونه رو خواستم اون گفت برو ته سالن سمت چپ وقتی رسیدم فک میکنین چی بود با اجازه دستشویی وحسابی مسخره کردن
-
یه بار رفتم که بگم بابا چرا درسمو حذف کردین اموزش گفت برو مالی از اونجا مدیریت بعدش سایت بعدش دوباره اموزش باز مالی خلاصه بعد از کلی پاس کاری گفتن موقعه حذف واضافه درست میشه ...
**میبینم دیگه واقعا بی نمک شدم وکسی تحویلمون نمیگیره البته درسته هر کی یه جور بهونه میاره اما اگه ببینم که واقعا ازیاد رفتم شاید جدا ازیادتون برمها ...
((خب الان باید برم ان شا... ۳۰ فروردین یه اپ ویژه دارم که واسه تولد نرگسی هست میدونم تولدت ۳۱ فروردین تازه شنبه هم هست
خب کاری ندارین فدای همتون بای بای
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط ح.زینتی والبته ستاره جون
راستش این اخرین اپ من توی سال ۸۶ هسته وویژه عید ویه نگاهی به سال ۸۶...
خودمونیم چه زود میگذره عمرمون انگار هنوز سال ۸۶ تحویل شده بود اتفاقا من سال تحویل خواب موندم واز همه جالب تر روز عید شیر اشپز خونه خراب شد وحالا دم عیدی بدو دنبال لوله باز کن
.
واما سال که گذشت پر از خاطرات شیرین وتلخ بود از کجا بگم خب معلومه اول یه سوال عزیزای من به نظرتون اگه سال ۸۶ رو رنگی فرض کنیم چه رنگی براش انتخاب میکنین ؟؟من که ابی تیره همین قلم دیگه
*از خوشی ها بگم همین زدن وبلاگ راستش فکر نمیکردم اینقدر ابجی ویه کم داداشی پیدا کنم انگار یه خونواده هستیم اما این خونواده دختر خیلی داره وداداش ۳شایدم ۴تا..
من ارزو داشتم مثل معلوم (مجله جوانان)نامه بدن بهم وبخونم ودر ارتباط باشم اما ارزوم اینطوری براورده شد کلی ابجی گل دارم که هر کدوم یه قصه ای داره
از اینا که بگذریم میرسیم به ترانه نویسیم که توی این سال خوب بود وتازه معروف شدم ![]()
.بعدش ترانه هام مجوز گرفتن وخوش بحالم شد
بعدش امسال با کلی حرص دانشجو شدم والان بدبخت بابا کمکم کنین سخته
.خب بخور هر که طاوس ...
اما واسه شیرین ترین خاطره همین شماهای که با غماتون ناراحت شدم وخندهاتون خوشحال وقتی یکی گریه میکرد منم گریه کرد ویکی خوشحال منم خوشحال خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم
توی این سال خدایش تلخی نبود فقط بیماری که اونم برکت بود اخه اگه مریض نشدم با خانوم دکتر تیموری که پزشک فوق العاده مهربان وساده (رفتاری)اشنا نمیشدم وفهمیدم اون دلسوزترین دکتره وتازه فهمیدم شماها چقدر گلین وخواهرام توی مریضی سنگ تموم گذاشتن ...
من به امسال نمره .۷۵/۱۸.میدم شما چطور
بچه ها من سال تحویل واسه همتون دعا میکنم واسم تک تکتون رو توی برگه a4نوشتم وبا خواستهای که میدون تا بندازم توی حرم
...
واما گپی با بچه ها (گیر ندین چرا اون رو اول نوشتی منو وسط خب مهم دل هست)
سحر ابجی جان تو توی این سال سنگ صبورم بودی کلی اذیتت کردم کلی به نصیحتات که خوب بود عمل نکردم خودت میدونی چقدر دوست دارم خدا کنه داداش کوچولو خوبی بوده باشم برات کلی دعا نوشتم تا بگم خیلی با حرفام اونقدر اذیت شدی تا داد زدی قربون داداهات برم خب حلالم کن عزیزم ![]()
.
ابجی ستاره تو هم واسه ام کولاک کردی خدایش خیلی فهمیده وبا هوشی ابجی نگرانم نباش من خوبم توی اونقدر بیادم بودی که نسیمه گفت دیوونت شده واسه بابای عزیزت دعا میخونم درسات رو بخون کلی دعا خاص برات دارم منم هر وقت مشکلی داشتی کنارتم راستی خیلی بیشتر از سنت میفهمی چشم نخوری ایشا... راستی شاید یه روز بیام اونجا اخه داداشم همسایه تونه ![]()
![]()
![]()
![]()
اگه کاری داشتی نوکرتم گلکم ...
نرگس خب سلام ابجی جدیدم باید هوای تازه واردا رو داشت میدونی وبت وا نمیشه تازه اون لینک هم عوض شد اها یه جور منو توی داداشات جا بده من همش مزاحمت میشم تازه باهات کار دارم ![]()
.
شکوفه تو که عزیز دلمی خودت میدونی ما از چند راه ارتباط داریم قربون هدیه قشنگت ...برات کلی دعا میکنم زندگی ات رویای باشه حتی برای خواهر برادراتم دعا میکنم حرفای تو خیلی تاثیر داشت خواهر مهربونم ![]()
حنانه توهم اولین کسی بودی اومدی یعنی قدیمیترین خواهرمی .وکلی حرفای خوب گفتی وای اگه پیشم بودی میکشتی منو ببخش اذیتت کردم یه لیوان اب
.برات ۵دعا خاص دارم ها...
سلی خب کنکوری خودم معلومه دعا چیه .تازه برای خونواده کلهم دعا میکنم کلی حرف باهات دارم عیذ باید استفاده کنی ها من شهریور باید بترکونم خب خودت میدونی چقدر دوست دارم
سها توکه هم رشته ای هستی اونقدر با خدا راحتی که به من نیاز نداری خیلی وقتها با حرفام ناراحتت کردما ببخش اونقدر حرص نخور
نیلو میدونم این روزای اینده از خوشحالی بال در میاری .وخندون دختر چه قدر از مدرسه بدت میاد ای روانشناس اها درسا یادت نره ها ...برات یه دعا توپ دارم باید روی مریم حیدرزاده رو کم کنی وهمه بگن نیلو....
الهام بابا فیلتر چیه همه گیر دادن به تو خوب شد وب جدید زدی منم راحت تو هم از ابجی قدیمی هستی واحترام واجب ...
سارا همشهری دیگه از ... نمی پرسم گرگان شلوغه ها هوات رو دارم وبلاگت تک تکه من عیدی میخوام برام دعا کنی ها ...
دختر خورشید سلام هم استانی قدیمی گرگان تو رومیخواد خورشیدش کم رمقه
راستی منو حتما ببخش امیدوارم همیشه شاد شاد باشی
فاطمه سلام خوشحالم اومدی خواهر جان میدونم برام کلی دعا میکنی منم همین طور گفتی ۶ماه ازم کوچکتری بی خیال بابا مهم دله ...
مهسای هیچ معلومه کجای ؟؟دلم ترکید عیب نداره برات ارزوی خوشبختی وپیروزی دارم
محسن وعلیرضا شما تنها داداشای بودین که بهم سر میزدین البته ذبیح که بهم محل نمیده اما واسه همه دعا میکنم هر سه تون .
وروجک باب کنکوری رفتی دیگه نیومدی کجای دلم برات یه عدس شده ها حداقل یه خبر بده خب .
بزدل به به ابجی خودم ایول به ارادت تو حتما میتونی راستی یه کار فوری دارم زود بیا ... خب تو حتما قبول میشی شک نکن
گل دختر عیدت مبارک ابجی ستاره خیلی دوست دارم منم همین طور راستی اون سایت رفتم نظر نمیشه گذاشت
رویا سلام همشهری خودم وای یه گنبدی تازه اون پیام نور خیلی نزدیک همیم من کلی دعا میکنم کلی تو خواهر خودمی مطمئن باش معلوم بهت جواب میده اسم مستعارت چیه تا ثابت کنم بچه ها همشهری
پارمیداسلام کجای بابا دلم پوسید خب نفهمیدم تو دختر خاله حنانه ای یا اون دختر خاله تو هست ؟/عیدت مبارک راستی مگه فرق میکنه کی دختر خاله کیه
سعیده سلام بابا کجای چرا نگفتی یه شهر دیگه درس میخونی ؟/شرمنده من معذرت میخوام
اینجابازم برای کسای که اسمشون نیست شاهپرک-داش ابرام -وهمه دعا میکنم همه تون رو دوست دارم عیدهمه مبارکککککککککککککککککککک
تا سال بعد یا علی ...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط ح.زینتی والبته ستاره جون
با سلام به کلیه خواهر ها وداداش های مهربونم حالتون چطوره ؟؟امیدوارم همتون سالم وسرحال باشین .نمیدونم چطور شروع کنم از کجا بگم بذارین اصل قضیه رو بصورت یه داستان بگم
((اول بگم من از شش ماه پیش شب ها دچار تپش قلب وبی خوابی شدم وگاهی اوقات خیلی اذیت میشدم اما چون منطقه سکونت ما جزو مناطقی هست که طرح پزشک خانواده داره نمی رفتم چون با دکتر قبلی دعوا کردم .اما یک ماه پیش فهمیدم یه دکتر دیگه اومده واتفاقا او تازه دکتر شده ومنم جزو اولین مریض ها .همون اول خانوم تیموری برخورد فوق العاده عالی داشت باورتون نمیشه من چنین دکتر مهربون اونهم جوان با این همه سادگی ندیدم .خلاصه من رفتم واوشون گفتن قلبت اوضاعش بده بهتره حرص وغصه نخوری وخواست تمام حرفا رو بگم منم اعتماد کردم وخارج از وقت اداری باهاش در میان گذاشتم وسبک شدم اتفاقا الان قلبم بهتره...
اما قضیه سرطان واین حرفا چند روزی خون دماغ شدم وضعف شدید وسر گیجه داشتم رفتم وبا خانوم تیموری در جریان گذاشتم او گفت بهتره با متخصص در میان بذارم رفتم متخصص واون ازمایش داد نمیدونم حکمت خدا چی بود توی ازمایش اولیه سرطان خون تشخیص دادن و...
بعد از این مثل بمب ترکید دوباره رفتم پیش دکتر تیموری وماجرا رو گفتم او گفت امکان نداره خلاصه برای دومین بار ازمایش دادم وتا دیروز هم ناامید بودم اما با راهنمای ویژه خانوم تیموری وخانوم هاشم زاده (دبیر همگام با خبرنگاران مجله)امکان وجود سرطان ۵۰٪شد وبلاخره دیروز دوباره رفتم جواب ازمایش را گرفتم ومشخص شد من سرطان ندارم ... )).
پس حالا فهمیدن من سالمم بابا باور کنین چیزیم نیست وخیالتون راحت باشه .وهمین جا از خانوم تیموری پزشک خوبم -خانوم هاشم زاده واقای هنر وهمه ابجی ها وداداش های که برام دعا کردن ممنونم ...
واما خانوم ها نگین وارزو ...
با سلام از این که منو لایق دونستین متشکرم اما چند نکته میخوام بگم که بد جور ناراحتم کرده وخیلی دلخورم ...![]()
.
- اولا من دلخورم از اینکه مسائل خصوصی من رو با همه در میون گذاشتین من دوست نداشتم کسی از این ماجرا بوی ببره وبفهمه چرا همه جا این خبر رو گفتی ؟؟تازه مگه من کی هستم ها ؟؟یه ترانه سرا اماتور پس چرا اینقدر بزرگ نمایی کردی ها؟/اگه خدای نکرده با این حرفا بلای سر یه نفر بیاد جواب میدی ؟؟
- من دو سوال مهم دارم تو گفتی از من بیشتر خبر داری میتونم بپرسم چه طور ؟؟تو چطور شماره تلفن خانوم دکتر رو داری واصلا اون با تو حرف نزده ؟؟
- چرا همزمان با مریضی من وبلاگ زدی تازه یه دختر از کجا اینقدر اصلاعات داره اگه اینقدر بهم نزدیکی میبرمت به cnn معرفی ات میکنم ..
- یه سوال دیگه ایا واقعا تو رشت زندگی میکنی اگه واقعا میخوای باهات صحبت کنم اگه وجود داری ؟/من اهل ... نیستم اما تو مشکوک میزنی؟؟تو چطور اینقدر دقیق به من نزدیکی ها ...
- چطور فقط به وبلاگ ابجی ها وداداشی های من رفتی وفقط منو لینک کردی ؟؟تازه مگه قبلا تو وبلاگ نداشتی پس چرا کسی نیومد وخبر نگرفت ها تازه سایت افسوس اصلا مال من نیست...تو اونقدر هول بودی که پیام نور هم ادم حساب کردی چرا چه کینه ای با من داری ؟؟
- از همه مهمتر چرا به عزیزانم توهین کردی.تو از کجا میدونی بچه ها ازم خبر ندارن نکنه توی اتاقم هم میکروفون داری ؟؟همشون از حالم پرسیدن .من مطمئنم تو نگین نیستی پس میام وبت وشماره میدم خب .همه این بچه ها قبلا امتحان پس دادن سحر از خواهر بهم نزدیکتر بوده ومن اون رو از ته قلب دوست دارم نه سحر حنانه با جون در خدمتم بود سها قبلا بارها کمک کرده ومطمئنم بازم بیادمه محسن همش کنارم بود سلی ۷ماه هست دوستش دارم دختر خورشید هم برام ارزش داره اگه اسم همه رو بگم یه عالمه میشه اما تک تک این ابجی ها (به خصوص)وداداش ها عزیزمن هستن وحاضرم جونمو بدم واسشون.اونا توی غمها وشادی ها کنارم بودن با این حیله ها دوستام رو ازم نگیر خب ...
((عزیزانم من اگه ازتون دلخور باشم خودم میگم ومطمئن باشین اون بازم با حیله میاد ببینین وبلاگش تا کی خواهد بود ...من حرفام رو توی وب خودم میگم پس بهش حتی یه ذره محل ندین ))
همتون رو دوست دارم وای خدا شرمنده ...![]()
...
ابجی الهام امروز تولدته میدونم مبارکت باشه وهمیشه شاد قرار بود بهت هدیه بدم اما بیمار بودم اما تولدت مبارکککککککککککککککک دست دست
الهام تولدت مبارک یه سبد گل واسه تو که ماهی
www.smilplz.blogfa.ir i همه باهام حمله به وبلاگ الهام
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط ح.زینتی والبته ستاره جون
...سلام حالتون چطوره ؟؟خوب هستین ؟؟من خوبم
((راستش اول بازم از سحر گل وگلاب ولارس معذرت بخوام خب کوچکترم میدونم میبخشنم واما بقیه ...اهای بچه ها دست همه تون درد نکنه میاین وبهم سر میزنین میدونم خیلی لایقتون نیستم واما یه حرفا دارم که تو گلو بنده گیر کرده ...))
اول به دوستان عزیز بگم من هنوز دست از حرفای قبلی خودم بر نداشتم اره حقوق دختران هست ...
عدهای فکر کردن چون یه نفر بهم توهین کرده دیگه بیخیال میشم نه بازم میگم در حق بعضی از دخترا ظلم میشه
این حرفا رو تو مجله هم گفتم اما بازم میگم
۱-چرا دخترها مثل پسرا حق ندارن از تفریح سالم استفاده کنن ؟/چرا یه پسر میتونه تا نصف شب بگرده وهیچ کس بهش گیر نده اما تا یه دختر نیم ساعت دیر میاد خونه همه دادشون در میاد نمیگم دخترا هم تا نصف شب بگردن اما چرا اونا تفریح نداشته باشن
۲-اقای حیدری اینجا وبلاگمه باید بگم شما که میگی دخترا از ورزش سر در نمیارن عرض کنم اتفاقا برعکس ماشا... الان نصف دخترا ورزش رزمی میکنن تازه نمیبینی توی خبرا چقدر افتخار دارن پس نگو ورزش حالیشون نیست ...فکر کردی ورزش یعنی پا تلویزیون بشینی وبگی فلان تیم خوبه ...
۳-من به عقایدم پایبندم وخواهم بودم یه نماینده اومده توی مجلس گفته باید جلوی ورود بیش از حد دخترا رو به دانشگاه رو گرفت؟؟باید عرض کنم چیه پسرت دانشگاه قبول نشده دق دلت رو رو سر دخترا خالی میکنی ؟؟؟خب درس میخونن ونتیجه اش رو هم میبینن ...نکنه میخوای پسرت بره تا نصف شب بگرده اونوقت توقع داری صنعتی شریف هم قبول بشه اره ؟؟؟
***بهتره بی خیال بشم وگرنه همه میگن دختری و الکی اسمتو گذاشتی حسین ![]()
.راستی بابا درسام سخته چه خبره ![]()
گیاه شناسی رو بگو اسم هر چی جک وجون وره رو اورده وای خدا کی از دست ریاضی خلاص میشم ......
***بچه ها بخاطر اینکه مشروط نشم ویه کم به زندگی برسم وترانه هم بگم پولش رو گرفتی باید جواب بدم یه مدتی کم پیدام نگین غیب شد همین دیگه چیزی ندارم ...
اها بازم از مهسای -ستاره عزیزم-الهام -نیلو-مریم-سحر-سارا-شکوفه-حنانه-سها-بزدل-هرجور فک کنی-فاطمه-شاپرکا-وهمه اگه یادم رفت ببخشین اهاااااااا سلی ...وهمه بخدا الان یادم نیست ممنونم خیلی ماه هستید ............
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط ح.زینتی والبته ستاره جون
بچه ها امروز خیلی دلم گرفته اخه امروز اولین سشال عزیزترین کسم هست اره همین ۲۴ بهمن ۸۵ بود ساعت ۳عصر بود منتظر بودم بیاد کتابخونه تا باهم درس بخونیم اما یهو صدای ترمز هولناک دلم رو شکست وقتی رفتم بیرون دیدم همه جمع هستن اصلا یه لرزه دلم شور خورد دیدم خون جاری شده وای خدا وقتی رفتم جلو
...
شب قبلش بهم زنگ زدو گفت حسین خواب دیدم که من اینور رود هستم وتو ان طرف رود بهش گفتم دست از خرافات بردار اما یکسال گذشت یکسالی که به دست وپای بعضی ها افتادم تا به درد دلم گوش کن وبعضی ها هم اول گفتن برو گمشو وبعضی ها هم شدن دوست اما وسط راه تنهام گذاشتن والبته بعضی ها موندن ...سنگ صبورم ایکاش اون روز من هم میمردم تا گدایی محبت نکشم ایکاش مگه نگفتی عاشورا میای ؟//
***تقدیم به عزیزترینم...***
خداحافظ ای شهر شبهای روشن
خدا حافظ ای قصه ای عاشقانه
خدا حافظ ای ابی روشن دل
خداحافظ ای عشق شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ایداغ بر دل نشسته
تو تو تنهای نمیزاری ای عمر من
تو را میسپارم به دلهای خسته
تو را میسپارم به مینای مهتاب
تو را میسپارم به دامان دریا
اگر شب بشینم اگر شب شکسته
اگر شب بشینم به رویای فردا
به شب میسپارم تا که نسوزم
به دل میسپارم تو را تا نمیرم
خداحافظ ای برگ ودل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندی
خدا حافظ ای نو بهار همیشه
**خانوم دکتر تیموری**
سلام شما توی این مدت خیلی زحمت کشیدین خیلی باهام صحبت کردین داشتم همه چیز رو فراموش میکردم اما ...اما امروز ظهر بهترین ابجی بهم زنگ زد وگفت دیگه حالم از تو بهم میخوره ومنو ابجی صدا نکن ...اما خانوم دکتر بابت دارو ممنون باشه میگم همه بدونن من بیماری قلبی دارم.گفته اگه ناراحت بشی خطر داره اما چه کنم ...شما مثل یه خواهر مراقب سلامتی من هستید باور نمیکنم دکتر به این مهربونی پیدا بشه ...گفتین حالا طرح کار اومدین اینجا اره شما باید برین چون...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط ح.زینتی والبته ستاره جون






