تبليغاتX
...سبز خواهم شد

...سبز خواهم شد

زندگی داره یه روز تموم میشه امروز وفرداش داره دیروز میشه

بالاخره امتحانا تموم شدو تونستمیه نفس راحت بکشم ...خدایش این یه ماهه فقط درس ودرس ودرس ...فکر کنم یه ۲کلیویی کم کردم البته این نفس اسوده زودی تموم میشه چون قراره ترم تابستانه بگیرم وکلی کار عقب افتاده دارم ...

این یه ماهه کلی اتفاقات تلخ وشیرینی افتاد که خودش کلی حرف داره از همه مهم تر حوادث تهرانه

((لابد همتون باخبرین چه اتفاقاتی که نیاقتاده اما اون چیزی که توی ذهنم مونده شجاعت اون خانومی هسته که در برابر گرگهای درنده از جان یه هموطن دفاع کرد

       

خدایش شما اگه جای این خانوم بودین چکار میکردین ؟لطفا نگین منم این کارو میکردم خیلی جرئت میخواد جلوی این همه گرگ بتونی قد علم کنی حالا من یه حرف توی دلمه که نگم نمیشه 

من اگه بودم فرار رو برقرار ترجیح مدادم چون هنوز جرئتشو پیدا نکردم امااین خانوم درس اخلاق داد

چرا نباید این خانوم رو بعنوان الگو معرفی نکنیم چرا وفتی یه ورزشکار با یه اسراییلی رقابت نمیکنه هزارتا سکه ومراسم تقدیر براش برگزار میکنیم اما این صحنه رو نمیبینیم چرا برای فوتبالیستا این همه پاداش در نظر میگیریم اما برای این کارا به قدر دانی بسنده میکنم درسته ارزش این کار پیش خداس اما باید همه جا ازش تقدیر کنن تا همه بفهمن .

من فهمیدم هنوز هم انسانیت بین ادما وجود داره اما سوال من اینه این مردای که ادعای غیرت ومردانگی دارن بجای کمک بازم حمله میکردن واقعا حیف مرد برای شماها...

طلفکی این کنکوریها هی میگن استرس نداشته باشین هی میگن کنکور مهم نیست اما کلی داد وهوار راه انداختن که بزرگترین رقابت علمی و...تازه هر شبکه ای روکه میاری کلی برنامه گذاشتن تا اروم باشن بابا یکی نیس بگه این خودش استرسه که.

خب تابستان رسید وماهای بدبختی من همین الان هم دارم از گرما جزغاله میشم کیا ز گرما بیذارن دستا بالا؟خب همه هستن چی میشد تابستانی نبود وای الان یه شربت خنک میچسبه

توی این مدت از خیلی ها بی خبر بودم که حسابی عذر میخوام وقول میدم جبران مافات کنم راستی یه سوال بنظرتون این وبلاگ چی کم داره /به بهترین نظر جایزه میدم (راست میگما....)

راستی بزودی منتظر یه خبر داغ باشین

نوشته شده در پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 18:14 توسط حسين| |
مثل اینکه این عزرایل تا منو نکشه دست از سر کچلم بر نمیداره هفته پیش یه دو سه روزی رو در خدمت جناب عزرائیل بودم وحسابی تحویلم گرفت منم فرصت و غنمیت شمردم ویه گفتگو کوتاه باهاش کردم .

من :چی از جونم میخوای ؟

عزرایل: میخوام جونتو بگیرم وباخودم ببرم

من :یعنی به این زودی این همه ادم چرا گیر دادی به من ؟چرا خلاصم نمیکنی خب؟

عزراییل:د نشد اگه قرار باشه همینو همه بگن که بازار من کساد میشه واما دلیل نگرفتن جونت برو خدا تو شکر کن این همه لطف در حقت کردم .

من :لطف؟؟هه هه چه لطفی؟

عزرایل :تو از کجا میخوای بفهمی کی واقعا بفکرته جون من چند نفر خبرتو گرفتن بگو دیگه حالا میتونی بفهمی کی دوست ظاهریه کی واقعی .

من:اینو راست میگی خب دلیل نگرفتن جونم چی شد.

عزراییل:خب میخوام فرصت بدم اخلاقتو عوض کنی واونای که ظاهرا دوست دارن رو کنار بزنی اخ جون یه مشتری دیگه من رفتم !!!

  • تا حالا فکر کردین توی مشکلاتون چند نفر بیادتون هستن ؟به نظر من این یه فرصته که بخودمون بیایم نه؟درضمن همین جا به دوستان ودشمنان اعلام میکنم من زنده ام ...دوستان شاد باشن دشمنا عزا بگیرن.

*خب دیگه انتخابات نزدیکه ومنم جو گیر شدم رفتم توی یه ستاد کی؟بگم خب معلومه احمدی نژاده .اقا تبلیغ یعنی این ... خب واسه خودم دلیل دارم .

*هفته پیش نزدیک بود ازمایشگاه دانشگامون بره رو هوا ...یه کی از دانشمندان کلاس جوگرفتش وبجای اب مقطر نزدیک بود برمو کلرو گرین رو توی اسید بریزه که ریخت اما به سرعت العمل استاد ختم بخیر شد وگرنه الان همه مون روی جلد مجله ها بودییم .

*قابل توجه کشت مرده های چاووشی  (یکیش خودم)بزودی البوم ان سیزده نحس روانه باز میشه قراره این البوم بترکونه همه باهم ایول ایول محسن چاووشی وایول تازه برای اولین بار مصاحبه اختصاصی باچاووشی توی این وبلاگ قرار میگیره.

*میبینم الان همه جای سینماها بوی وحشت گرفته منم بگم فیلم حریم خوراک اینجور ادما مثل خودمه به محض اینکه بیاد اولین کس خودمم .من تا حالا فیلم خوابگاه دختران حسابی بهم حال داده حالا منتظر اینیم .

 

 

*واما پایان کار باز امد بوی ماه امتحان ...منم دیگه بچه درسخون میشم واسه همین به همه کشته مرده هام بگم تا ۵تیر دیگه قید منو بزنین البته گشت نامحسوس دارما اما اپ بی خیال

قربون همه برم

تا بعد

نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 10:6 توسط حسين| |
بمب خبری...

بچه ها اگه بفهمین من دخترم چکار میکنی؟حتما باخودتون میگین دروغ میگی یا میگین یعنی این دوسال سرکار بودیم خیلی هاتون شاخ در میارین از کجا معلوم دروغ نگفته باشم س این خبر چیه کدوم خبر باشه میگم

حدیثهزینتی بعنوان دانشجوی نمونه استان شناخته شد .(منبع روزنامه گلستان نو مورخ ۲اردیبهشت ۸۸)

خب از کجا میدونین سرم من که تا حالا همیشه با اسم ح.زینتی کامنت میذاشتم شاید خیلی هاتون بگین برا چی گفتم پسرم پس ولی خیلی هاتون هم اصلا باور نمیکنین این مدرک من حالا شما چه مدرکی دارین ؟

شایدخیلی ها هم الان بگن خیلی بی معرفت ونامردم نه...

مطمئنم اگه این مطلبو توی کامنتام بذارم همه هجوم میارن خب برا اینکه ببینید اصل ماجرا چیه همه برن توی 

ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 9:34 توسط حسين| |
یک سال گذشت... به همین راحتی یک سالی که برای من یک قرن بود هنوز باورم نمیشه...

نمیدونم چرا ازپیشمون پر کشید نمیدونم قسمت بود یا...ولی نسیمه همیشه بیادتم بعضی وقتها خیلی دلم میگیره از تنهایی از دوری... شاید من لایق باتو بودن نبودم هنوز هم گیجم خیلی زود رفتی خیلی من نتونستم جواب محبت هایت را بدم اما تو صبر نکردی وپرکشیدی ...

۱۳اردیبهشت برام نحس شده...کاش برا همیشه ۱۳اردیبهشتی نبود کاش غم توی زندگی نبود کاش... من تا ابد به تومدیونم نمیدانم اگه نبودی شاید من نمیتونستم خودمو پیدا کنم خودت میدونی توی مشکلات چقدر کنارم بودی خودت میدونی با حرفات امید رو بهم هدیه میدادی ولی افسوس...تمام شد نسیمه میدونم الان صدام رو میشنوی میدونی بعضی  وقتها نمیکشم کم میارم ...

اره یادمه بهت قول دادم که بهترین باشم وبه همه ثابت کنم من میتونم هنوز هم پای حرفم هستم هنوز زمزمه های امید توی گوشم هسیت کاش میبودی تا شاهد پیشرفت من می بودی  کاش...

توهمیشه میخواستی صبور باشم وبهم میگفتی خدا باهاته اگه همه تنهات بذارن...نسیمه خیلی تنهام.. شاید خیلی ها فراموشت کرده باشن وعین خیالشون نباشه اما من نمیتونم خیلی بهت تهمت زدن خیلی ها اذیتت کردن اما میدونم تو نباختی وایستادی..نسیمه هنوز هم میگم تا ابد مدیونتم تا ابد ...تو مثل یه ابجی کنارم بودی.. دیگه نمیتونم ادامه بدم ...

 

 

 

شب وروز پیش منی 

 /توهنوز پیش منی

 /توهنوز توسفره ای دل درویش منی دل درویش منی...

هرجاکه باشی خوبه

/روشن وبی غروبه 

 /غمی نداره تا ای

/به قلب تو بکوبه

/تواوج هربی کسی

 /همیشه سبز وزنده

/بدون دلواپسی پر بزن ای پرنده...

*امروز تولده ابجی ستاره هم هست اما دوست نداشت براش مطلبی بنویسم   ستاره جان تولدت مبارک انشا... به همه ارزوهات برسی وهمیشه شاد  باشی ویه روز تو رو توی بهترین دانشگاه ببینم

خیلی دلم میخواس بیشتر بنویسم اما نمیتونم اما مطمئن باش بیادتم حتی اگر نباشی...

بازهم از لطف همه ممنونم مواظب خودتون باشید همیشه بیادتونم

نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 11:43 توسط حسين| |
سلام...

همه دعوتین برای جشن تولد ابجی گلم نرگس... لطفا بر روی ابجی نرگس کلیک کنید
ابجی  نرگس                                                                              www.abji-nargesi.blogfa.com

منتظر همه هستیم...
نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 11:30 توسط حسين|
باز آمد بوی ماه ومدرسه بوی شاديهای ماه مدرسهاااا ببخشید اشتباه شد اشتباه نوشتم ...

بوی گل وسوسن و ياسمن آمد رهبر محبوب ...(اه اینم که نیست ...تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com)

آها سال ۱۳۷۸ مبارک ...(اااا بازم که اشتباه نوشتم پس مناسبت چیه؟!!!)

(وجدان شير فرهادی حسین):iq الان نزدیک سال تحویله اینا که نوشتی همه گذشته

چی یعنی؟يعني سال ۸۷ تموم شد؟!
چه زود پس حالا باید چی بنویسم؟اصلا برو اون ور بینم خودم مینویسم

(روح شیرفرهادی ):سال ۱۳۸۸ مبارک ...(ای حسین هیچی نوفهمه!!!)

خب حالا یه سوتی دادیم گیر نده برو سراغ کارت بقیه اش رو خودم بلدم..تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

((سلام به همگی چطورین؟خوبین؟اصلا مگه میشه خوب نباشین ))

پس سال تحویله....چه زود ۸۷ گذشت.البته بهتر که رفت چون من ازش خوشم نمیومداصلا من با این موشا رابطه خوبی ندارمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

به ..به ..ورود گاو عزیز را به سال جدید تبریک عرض مینمایمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comهرچی باشه گاو مهربونه..بی خیاله..و خودمونی..چی تا حالا کجا دیدین موش نگه دارن اما گاو چرا...

حالا گاوه شاخمون نزنه یه وقت...

راستی میدونستین امسال سال کبیسه حالا باز جو گرفتتون و میگین (سال کبیسه و شگون نداره  از هیچکسی خاطره ای ندارم...)

نه منظورم این نیست منظورم اینه اونای که ۳۰ اسفند امسال بدنیا بیان باید ۳۴سال دیگه صبر کنن تا بتونن جشن تولد بگیرن اخی طفلکی ها..نازی

خوش به حالمون که مثل بچه ادم توی همون ۳۶۵ روز عادی بدنیا اومدیم.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

خب حالا که همه یه جوری عید میدن وعیدی میگیرن از منم تقاضای عید دارن خب چی میخواین چی بگم که سوپرایز بااشه خب بگین دیگه ... اها.. حالا میگم

خودش همین یه عیده ازم چی میخواین لطفا یه چیز بگین ممکن باشه ..من ادم خوبیم چیزخاصی نمیخوام همین دعا م کنین وبیاد هم باشیم ...

بیاید توی این یه سال یه قول بدیم هرکی کینه ای چیری داره ازخودش بیرون کنه ؟تو رو خدا نگین نه ما کینه عمرا.. یا من تقصیر نداشتم همش اون مقصر بود

حالا همه تون میگین خودت چی؟من نمیگم از کسی دلخور نیستم اتفاقا چرا ...همین جا از اونای که اذیتشون کردم عذر میخوام چیه اسمم میخواین باشه؟!!

از سحر...از لارس..از سونیا...خوبه من تصمیم جدیه شما هم رو راست باشین...

 به...به میبینم بازار داغ چشم وهم چشمی ایرانسل وهمراه اول داغ داغ شده این یکی سیم کارت ۷تومانی میده اون يكي شارژ۲۰۰۰ تومني.این شارژ هدیه میده اون سیم کارت هدیه ....خدایا رحم کن...

تلویزیون هم که همش الکی بازار گرمی میکنه جون تو فیلماش ماله عهده بوقه ... یه طور تعریف میکنه انگار نوبرشه...

خب امیدوارم امسال سال رویایی واسه همه باشه وساعت ۱۵:۱۹همه براهم دعا کنین خب

بازم عید رو به همه تبریک میگم امیدوارم خنده رو لباتون باشه ...(نيشتو ببند)

هفت سين 88

تا سال بعد...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 11:34 توسط حسين| |
 مدير وبلاگ:اپ نوروزي بزودي ثبت ميشود

اپ جديد بالاخره امپراتور وارد میشود احت ميشودترام بگذاریدچیه به ما نمیاد امپراتور بشیم ...بالاخره انتظار به پایان رسید ولحظه موعود فرارسید وفرشهای قرمزی که منتظر قدم رنجه من پهن شده بود بی نصیب نماندند وعالیجناتب حسین وارد میشود ...

اااا باز که سلام یادم رفت ...پیر شدیم دیگه ...هی جوونی کجای که یادت بخیر ..احوالات دوستان گلم چطوره خوفین ؟میدونم خیلی هاتون سایه ام رو باتیر میزنین اخه خبرتون رو نمیگیرم در همین راستا شما را به پیامی که از طرف گروهک تروریستی ...به دستم رسیدجلب مینمایم...

((سلام خیلی بی معرفتی!!!اینه رسمش اره حسین؟خیلی عوض شدی دیگه اصلا برات مهم نیست که زنده ایم یانه ؟نه به اون روزای که همیشه خبرمو میگرفتی نه به الان که .. حسین خیلی ازت دلخورم ...خیلی ..حسین اینو جدی میگم اگه تا دو روز دیگه بهم سر نزنی برای همیشه میرم ومطمئن باش هیچوقت نمیبخشمت اصلا هم باهات شوخی ندارم ...))

به..به میبینم چه قدر مورد لطف ورحمت دوستان قرار گرفتم اما حالا از شوخی بگذریم یه چند نکته هسته که باید بهتون بگم

  • باور کنین من هیچ تغییری نسبتبه گذشته نکردم ومشکلاتم زیاد شده من هنوز تک تکتون رو دوست دارم وبیادتون هستم من هروقت بتونم به وبلاگتون سر میزنم ودرسته بعضی وقتا شاید نتونم نظر بدم ولی اینطور نیست که فراموشتون کردم ...
  •  واما درجواب بعضیها که میخواستن بدونن چرا از ابجی ستاره توی وبلاگم خبری نیست اول باید بگم من وستاره هیچگونه مشکلی باهم نداریم وهنوز هم که هنوزه باهم در ارتباط  هستیم واز حال هم با خبر هستیم وخیالتون راحت باشه همچنان رابطه مون مثل گذشته گرم وصمیمی هسته بذارین ۱۲ اردیبهشت بشه بهتون ثابت میکنم ویه نکته ای که دیگه هسته اینه ابجی ستاره بااسم دیگه ای بهم سر میزنه وهمین جا میگم هروقت برام اپ یا به وبلاگم سر بزنه قدمش روچشم..
  • یه چیز دیگه ای که باید بگم اینه که همون طور که میدونین من دو سال هست دارم اپ میکنم شما هم خوب میدونین دوسال توی دنیای مجازی چقدر زیاد هسته خیلی ها بودن بعداز چندماه رفتن اما موندم خب هر ستاره ای یه روز افول میکنه اصلا کلاس اش به همین هست دیگه..

*به...به الان توی صفحه اطلاعات جامع دانشجو نوشته معدل ترم ۱۹!!!هرکی ندونه میگه بابا نابغه بابا انیشتن وحالا داریم هی از اون صفحه پرینت میگیرم وبه بغیه میگم ما اینیم ولی طفلی ها نمیدونن که این معدل ۶واحد هسته وهنوز ۱۰ واحد دیگه مونده خب کی به کیه...

به سلامتی کلاسای ترم دو هم شروع شده وماهم مثل بچه های اول ابتدایی از روز اول سر کلاسا حاضر میشیم وگل میگیم وگل میشنویم البته این اول کاره بعدا بجای گل اشک میریزیم واشک میبینیم..

اتفاقا پس فردا من بیچاره کنفرانس دارم وهنوز هیچی یاد نگرفتم وبخاطر چشم هم چشمی موجود در کلاس احتمالا فاجعه انسانی در راه هسته...

خب امیدوارم بهتون خوش بگذره من هم بزودی به همتون سر میزنم خیالتون تخت ...

منتظر اپ عیدونه هم باشین...

بازم از  ابجی مهسا خیلی ممنونم که توی مدت ای که نبودم حسابی به زحمت افتاد ...

یا علی ...

نوشته شده در شنبه 10 اسفند1387ساعت 9:27 توسط حسين| |
سلام سلام خوبین؟
یه مدت اینور نبودم اما الان با این آپم اینجامنتظر نظراتتون هستم.
میدونم مثه همیشه منو شرمنده میکنین
قربونتو برمممممم.ایشالا مورد پسندتون واقع بشه

عاقبت گو شه اي خواهم مرد
آنجا که چشم اندازي به پنجره اتاقت دارد
در بستري از خاک سر بر بالين سنگي ميگذارم
وچشم بر آن پنجره ميدوزم که روزنه هاي نور از آن ميتابد
وگاهي سايه توست که آنها را مي شکند و ميگذرد
و چقدر بي اعتنا ....
اما خدايا آخرين تصويري که ميبينم همين خواهد بود .
آخرين نفسهايم را آنجا ميکشم                         زيرا که غربتش با من دوست ميشود
و نسيمش سردي تو را دارد                            بوسه مرگ جان مرا ميخواهد و در خوابي
و در انديشه فردا که به من اخم کني                 يا گويي برو تا پس فردا  .....

پنجره ی امید

 مهسا


سلام به همگی از اینکه اینهمه مدت نبودم معذرت میخوام وهمچنین از ابجی گلم که بازم زحمت اپ وبمون رو کشید خیلی ممنونم

قربونتون حسین

 

نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 3:42 توسط حسين| |
 بالاخره از دست اين غول بي شاخ ودم (امتحانارو ميگم )خلاص شدم ويه نفس راحتي كشيدم ...

اما اين امتحانا بدجوري به ادم اعتماد به نفس ميده وقتي ميبيني اين همه لطف ومحبت از طرف همكلاسي ها نثارت ميشه اما درقبال اين محبت يه چيزاي ازت ميخوان كه الان همه فهميدن

بيا بعد ميگن دانشجويان پيام نور نواوري وشكوفاي ندارن بابا اين ابداعات  جديد درضمينه  كپي برداري از راه دور(تقلب) واقعا پيشرفته است كه اگه به جشن واره خوارزمي بره حتما مقام مياره اين از سال نواوري ...طرف ازهمدستي اش ماشين حساب ميخواد واز همون كس ميخواد هنگام تحويل دادن ماشين حساب جواب سوالات ۱تا۱۰ رو به صورت ۲۳۱۴۲۳... وارد كند تا همه در امر قبولي سهيم باشن ماشا... به اين همكاري...

 واي اگه نمراتم ناپلوني بشه حسابي ضايع ميشم خصوصا اينكه هم مسول رشته ميخواد بدونه من چيكار ميكنم هم اموزشمون اخه همه رو كچل كردم استاد ها روكه نگين ...

اين روزا كارم شده عين دختراي دم بخت از صبح تا شب توي اتافم بشينم ومجله يا رمان بخوانم بقول بعضي ها بچه ننه...

گفتم رمان يادتونه قرار بود يه رمان رو براتون معرفي كنم كه خيلي دوستش دارم وحسابي منو تحت تاثير قرار داد خب اسم رمان فرياد بي صدا نوشته مريم عباس زاده

  اينم عكسش خلاصه از من نصيحت بخونين ...

خيليا بهم ميگن تو خيلي عجيبي اخه علاقه هام يه جوريه مثل فيلم مورد علاقه ام خوابگه دختران بود وبرنامه مورد علاقه هواشناسي يعني خيلي دوست دارمالبته ایناش بنظر بعضیا عجیب بودوگرنهخیلی چیزا عجیب نیست

من بعضی وقتا یه ترانه های میشنوم که ادم شاخ دار میاره طرف میره ترانه که خونده شده روباکمال پررویی میخونه تازه افتخار هم میکنه عجیبه هااا

ميبينم اين روزا اتفاقات عجيب وغريب خيلي مي افته خدايش خيلي عجيب از راديو پيام اهنگ لس انجلسي پخش ميشه ميگه اتفاقي شده تيم دخترا باپسرا بازي ميكنن ميگن اتفاقي هست خدا رحم كنه ...

این ایرانسل هم عجب خطی ها توی بقالی توی روزنامه فروشی خلاصه الان بچه دوماهه هم گوشی داره جون همه ..مدتی هست  ایرانسل بامن لج کرده وهرکی اس ام اس میده باتاخیر میاد بابا مرض داری میخوای دعوا درست کنی سر این تاخیر چه غش قرقی به پا نشده ...البته الان گوشی ام بدون پیامه یعنی هراز گاهی میاد اونم اشتباهی ...عادل کاش شماره منو میدادی ۲میلیون پیام وای...

به به میبینم وب ابجی مهسا داره پیشرفت میکنه وروز به روز بهتر میشه چشم نخوری ......وای  اگه مهسا نبود الان مراسم چهلم وبم رو برگزار کرده بودن اما هنوز پابرجاس

اینم از اپم البته قرار بود چیزای دیگه هم باشه حالا گفتم باشه برا بعد ...

مواظب خودتون باشید تا بعد

حسین

 

نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 12:37 توسط حسين| |
 سلام

به خبری که همینک بدستم رسید توجه فرمایید ...

ابجی مهسا طی یک اقدام غافلگیر کننده اقدام به افتتاح یک وبلاگ شخصی با اسم دختر پاییز نموده است بدین وسیله از کلیه دوستان واشنایان جهت بازدید وگذاشتن کامنت برای ابجی کوچیکه دعوت به عمل می اید

نام وبلاگ دختر پاییز

ادرس  www.2khtarepaeez-lovely.blogfa.com 

 درصورت باز نشدن  از لینک وبلاگ اقدام کنین

پ ن:بزودی امتحانات ترم تمام میشود ...

پ ن:منتظر تغییر قالب از سوی مهسا باشد

خودمم نفهمیدم چی گفتم نصفش رسمی نصفش خودمانی

نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 14:9 توسط حسين| |